پارت صد :

خندیدم و دوباره گوشی رو برداشتم. کمی با شهریار گپ زدم که گفت:
-یه سوپرایز دیگه هم برات دارم!
با چشمای گرد شده پرسیدم:
-چی؟ زود بگو تا سکته نکردم!
شهریار خندید و گفت:
-خدا نکنه! انتشارات مینا اینا ویراستار لازم داره. مینا گفت بهت بگم اگر دورکاری دوست داشته باشی این بهترین گزینه‌ست. فقط این که باید یک جلسه حضوری بیای که هم با روند کار آشنا بشی، هم خب فرم و اینا پر کنی و مدا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!