پارت نود و ششم :


***
باری دیگر نگاه آبی رنگش را به ساعت مچی دوخت، ساعت نزدیک دوازده ظهر بود و باید در همین حول و هوش جهان از زندان آزاد می‌شد؛ اما هر کسی با شکل و شمایلی بیرون آمده بود جز او! نفسش را بیرون فرستاد و بی‌توجه به آفتابی که چشمش را می‌زد به ماشین دوو تکیه زد. عاطفه از او خواسته بود که واقعیت را به رویش نیاورد؛ اما مگر می‌توانست گره‌ی پیشانی‌اش را باز کند؟ مگر می‌توانست دلش به آزادی او

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماری

    0

    حق با کاوه هست ولی جهان به شخصیتش نمیاد که بی خیال موضوع بشه، پریناز فکر کنم بگه

    ۱۱ ماه پیش
  • لنا

    0

    وای وایییی به شدت متنظر پارت بعدیم

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    وااای یعنی این پری چیکار میکنه اینجوری به ضرر آرشه و نابود میشه

    ۱۱ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    دقیقا آفرین

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    0

    حق با کاوه است ولی جهان هم حق داره بفهمه جریان اون قتل چیه🤷🏻 ♀️

    ۱۱ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    هر دو حق دارن ولی کاوه همیشه حق میگه😄😂 حق از اول با کاوه بوده.

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    1

    پری میخوای چیکار کنی 👀 امیدوارم دردسر نشه

    ۱۱ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    دودش میره مستقیم تو چشم آرش

    ۱۱ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    پری میخواد چیکار کنه؟نمیتونم حدس بزنم این کارش به نفع ارشه یابه ضررش؟

    ۱۱ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    به ضررش

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    عالی بود خسته نباشی عزیزم💚

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    1

    خسته نباشی عزیزم 💗🤗

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    1

    ب نطر من پری همه چیز رو برملا میکنه آدمی ک هیچکس بهش شک نمیکنه

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    2

    ممنون غزل جون پارت خوبی بود خسته نباشی

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!