پارت چهل و هشتم :

پونه روی صندلی چوبی نشسته بود. آب‌میوه را میان انگشتانش می‌چرخاند اما ذهنش کیلومترها دورتر بود. دامن کتان عنابی رنگ روی پاهای درهم‌انداخته‌اش چین خورده بود و ساق باریکش از زیر آن پیدا بود. در دست دیگر موبایل، صفحه‌ی چت با ترنگ روشن بود.
- جدی نمی‌خوای کاری کنی ترنگ؟ می‌خوای دستی‌دستی این همه عشق و علاقه به فنا بره؟
پیام را دیده بود. علامت درحال تایپ آمد... محو شد. دوباره آمد...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    همه چیز با یه جرقه شروع میشه و بعدش یهو آتیش میگیره ، اون جرقه رو هم الان خودی به تن مسیح و ترنگ زد....

    ۳ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    یه گرگ با لباس رفاقت... و چقدر پولاد قراره ضربه بخوره از این حرکت

    ۳ ماه پیش
  • محیا

    0

    سلام خسته نباشی عزیزم آخه چرا میزنم دانلود میشه باز نمیکنه

    ۶ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    سلام محیای عزیزم، احتمالاً برای قطعی و کندی اینترنت به مشکل خورده... چندبار تلاش ‌کن و امیدوارم که بیاد 🤍🫂

    ۶ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    گاهی وقتاادما یه کبریت روشن میکنن توانبار کاه،وقتی همه چی سوخت وخاکسترشد،میگن من فقط یه کبریت روشن کردم

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    جماعت جاه طلب بی‌فکر

    ۱۰ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنون از رمان خوبت نسترن جون دستت طلا عزیزم قلمت ماندگار 🌹❤🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    ممنون از شما که منو همراهی میکنی عزیزدلم

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    و فک کنم دشمنی که ازش صحبت کردین کامران باشه چون فک کنم ترنگ خودکشی کرد و از این به بعد کامران دشمن مسیح بشه ممنون نویسنده توانا 💯💞💞😘

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    بله بله این امکان هست قربان شما

    ۱۰ ماه پیش
  • آمنه

    0

    آدمهای دورو وخیانتکار رو باید از زندگی حذف کرد الان پونه ممکنه به خاطره عشقی که به مسیح داره داره این برنامه ها میسازه ولی انسان دورو وماهی توی بازیگری آدم معصوم ومهربان هست پارت عالی

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    آدم هرچی میخوره از خودیه، و امان از وقتی که بفهمی دل به چه کسایی بسته بودی و کیا رو دوست داشتی... فدای نگاهت

    ۱۰ ماه پیش
  • مریم

    0

    خوش برگشتی نسترن جان. ممنونم برای پارت. خدا قوت🧡🍀

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    عشق منی مریم جون، قربون نگاهت

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    حتی نذاشت حن و مسیح چت دقیقه ای با هم باشن تصویر شون کردم تو اون لحظه ذوق کردم🥺ولی الان نگران شدممممم

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    یعنی اونقد استرس گرفتم اشتباه مینویسم اون تصورشون هس😅

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    :)))) راستی چیزایی که مینویسم قابل تصور هستن؟ حس میکنم بعصی وقتا خوب نمیشن 😂💔

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    لعنت بهت پونه نمیدونم چه فحشی بدم بهش..همش تقصیر اونه

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پونه و ... قراره در آینده زیاد روی مخ برن در حد کلان‌هااااا

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    نههههه میگفتی ها طوفانی در راه است وااای مسیح الان به معنای واقعی کلمه نابود میشه😭😭😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منو جدی بگیرین حتی الان که گفتم از دماغ یکی خون میاد 😂

    ۱۰ ماه پیش
  • ترنم

    0

    وااای نه نه نکنه ترنگ خود..کشی کرده نسترن جون ممنون میشم پارت بعدی رو زود بزاری

    ۱۱ ماه پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    یه فاتحه بخون براش گناه داشت خدایی

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️