عشق ممنوعه ی من به قلم مهشاد لسانی
پارت چهل و سوم :
همیشه صدای نرگس انرژی داشت و روح.هر وقت می آمد سر قرار،بالا و پایین می پرید و یک دفعه جیغ می زد.گ وسط کافه یا محل قرارشان.بعد از قطع کرد تماس،دانیال دوید توی حمام و بعد با ریش تراش خسرو ،تمام صورتش را از ته تراشید.از عطر خسرو که حالا ته کشیده بود، زد به زیر گوشها.صورتش سوخت.بوی تن پدر برایش دلهره آور و خاطره ساز بود همیشه.موهایش را به بالا شانه زد و ژل مالید.وقتی زنگ پایین را زدند،هول شد و دس
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم.فقط همین پارت باز میشه.هر پارت ۶۰۰ سکه ست.
۹ ماه پیشزهرا z
0ادمهای تنها اکسرن افسوردن نمیگم همشون ولی اکسرشون افسوردن و این نشون میده دانیال خیلی تنهاست ممنون نویسنده جونم قلمت مانا 💯💕😘🙏
۹ ماه پیشاکرم بانو
1ازنرگس خوشم نمیاد...بسوزه پدر بی کسی و تنهایی...
۹ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نرگس شخصیت مرزی داره
۹ ماه پیشنفس
0پارت زیبای بود ممنون مهشاد جون آدم وقتی تنها میشه دلش بدجور می گیره خونه هرچه قدر بزرگ باشه مثل قفس می مونه وبعضی ها به هر طریقی می خوان از این تنهایی دربیان دلم برای دانیال سوخت
۱۰ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقا عزیزم تنهایی خیلی سخته مخصوصا تو زمان الان
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

کبری
0من اگه ۶۰۰ سکه پرداخت کنم فقط همین پارت باز میشه یا کل رمان