پارت چهل و سوم :

همیشه صدای نرگس انرژی داشت و روح.هر وقت می آمد سر قرار،بالا و پایین می پرید و یک دفعه جیغ می زد.گ وسط کافه یا محل قرارشان.بعد از قطع کرد تماس،دانیال دوید توی حمام و بعد با ریش تراش خسرو ،تمام صورتش را از ته تراشید.از عطر خسرو که حالا ته کشیده بود، زد به زیر گوشها.صورتش سوخت.بوی تن پدر برایش دلهره آور و خاطره ساز بود همیشه.موهایش را به بالا شانه زد و ژل مالید.وقتی زنگ پایین را زدند،هول شد و دس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کبری

    0

    من اگه ۶۰۰ سکه پرداخت کنم فقط همین پارت باز میشه یا کل رمان

    ۱۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم.فقط همین پارت باز میشه.هر پارت ۶۰۰ سکه ست.

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    ادمهای تنها اکسرن افسوردن نمیگم همشون ولی اکسرشون افسوردن و این نشون میده دانیال خیلی تنهاست ممنون نویسنده جونم قلمت مانا 💯💕😘🙏

    ۱۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    ازنرگس خوشم نمیاد...بسوزه پدر بی کسی و تنهایی...

    ۱۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نرگس شخصیت مرزی داره

    ۱۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت زیبای بود ممنون مهشاد جون آدم وقتی تنها میشه دلش بدجور می گیره خونه هرچه قدر بزرگ باشه مثل قفس می مونه وبعضی ها به هر طریقی می خوان از این تنهایی دربیان دلم برای دانیال سوخت

    ۱ سال پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دقیقا عزیزم تنهایی خیلی سخته مخصوصا تو زمان الان

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️