پارت پانزده :

فصل چهار
ماه سپتامبر چنان سریع سپری شد که حس کردم شاید تنها خوابی دیده‌ام. کار نقاشی آقای گادفلی را به پایان بردم و کمی بعد، یک سفارش دهنده، بانویی دیگر از خاندان تابستان به نام وروین را به دست آوردم. اما به نظرم روزهایم تنها با روک می‌گذشت.

در میانه‌های ماه، دیگر امکان تأخیر بیشتری در بحث دستمزد نداشتم. معمولاً مشتریانم پیشقدم می‌شدند و مشتاق بودند مرا در دام فریبنده‌تر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!