پارت چهارده :

نگرانی‌هایم، هم‌پایۀ صدای خراش ذغال روی کاغذ، رهایم کردند. حتی تکه‌های نرم و سیاهی که روی پاهایم می‌ریخت را هم حس نمی‌کردم. اول یک دایره کشیدم، آزاد و پرانرژی، که قالب صورت روک را در خود گرفت. بعد، با خط‌هایی پُررنگ‌تر و باز، موهای ژولیده و تاج‌مانندش را طرح زدم.
نه.
کاغذ را از روی سه‌پایه‌ام کندم و گذاشتم زمین بیفتد. از نو شروع کردم: صورت، مو، تاج. ابروهای تیره و کمانی. یک نی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!