هارمونیکا به قلم مرجان فریدی
پارت نود و سوم :
(شیدا)
***
شیدا چشمانِ سرخش را از دفترچه گرفت و با بهت، دستش را روی دهانش فشرد.
حس میکرد دلش دارد پارهپاره میشود. دستهایش یخ زده بودند… نفسش بالا نمیآمد…
دفترِ خاطرات را به سینهاش فشرد و با بغض چشمهایش را بست. دلش میخواست همانجا و همان لحظه، تمام جملاتی را که خوانده بود از مغزش دربیاورد و آتش بزند.
از بغض پُر بود… باورِ دردی که ویولت متحمل شده بود در م
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
....
1با اینکه پارتای قبل که مربوط به شیدا و جاوید بود من جاویدو سرزنش می کردم اما الان اینجوریم که دمت گرررررررم😂 براوو براوو
۲ ماه پیشzahra
1وای دلم خنک شد اصلا با خوندن پارتش آرامش گرفتم
۴ ماه پیشمحدثه
1وای دقیققا منتظر اومدن جاوید بودمممم. تازه همه ام میفهمن که جاویده که شیدارو میخواد و شیدا درخواست طلاق دادههه. وای لطفا جرشششش بدهههه
۵ ماه پیشدنیز؛
5ایولل ایوللل همینهههه عاشقتم جاوید
۷ ماه پیشسروه
4با تمام تاکسیک بودن جاوید از این حرکتش خیلی ذوق کردم اسفندیاری حیون بخشه جاوید جان
۸ ماه پیشHelia
3آخ جون انتقام از اسفندیاریییبی
۸ ماه پیشReyhane
2وای جاوید تا ابد>>>
۹ ماه پیشN.a
6من از اول رمان جاوید فن بودم الان میفهمم واقعا اشتباه نکردم 🤣🤣🤣🥹
۹ ماه پیشZahraa
10Just جاوید🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
۱۰ ماه پیشFerferishoonam
4ای جان پسر غیرتی 😍😂
۱۰ ماه پیشGOLBARG
15اگر افراطی که توی رفتارهای جاویده رو کم کنیم واقعا کاراکتر دوست داشتنیه
۱۰ ماه پیشساتیا
6الهی بگردم الهی بگردم الهی بگردم الهی بگردم الهی بگردم الهی بگردم براااااتتتتتت
۱۰ ماه پیشNiya
8با اینکه خیلی تاکسیکه اما نمیشه دوستش نداشت، اسفندیاری در رو که خا.........
۱۱ ماه پیششبنم
1نه جاوید جان خوشم اومد ن خوشمممم اومدددد دمت گرمممم
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

....
1مود اسفندیاری: ایموشنال دمج😂