آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت نوزده :
پشتِ سرِ میرن از سالن خارج شدم؛ قلبم بهشدّت میتپید و نفسهایم به شماره افتاده بود.
دستهای لرزانم را مُشت کردم و به سمتِ او که کمی آنطرفتر ایستاده بود و تکیهاش را به دیوارِ سنگیِ ساختمان داده بود رفتم. هوا کمی ابری بود و از بارانی که ساعتی پیش باریده بود، هنوز هم زمینها مرطوب بودند. بویِ سبزهٔ تازه و خاک به مشام میرسید و باد، موهایم را دستهدسته بلند میکرد و در هوا می
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
روباه قرمز
3با تک تک حرکات میرن تو این پارت اینجوری بودم که، مری می🙏🏻
۱ ماه پیشساناز
0🤍🩶🤎💛🧡💚💜🩷🩵💙
۱ ماه پیشفلفل
1دوست دارم واکنش میرن بعد از فهمیدن اینکه هانا ارکیده سفیده رو ببینم قطعا کلی اذیتش میکنه بچمووو🥲
۱ ماه پیشفلفل
4این داستان، میرن اشراف زاده تبعیدی شرور😔
۱ ماه پیشفلفل
4وای کاپ کیک نرممممم گوگولیااااااا🥲😂
۱ ماه پیشفلفل
3وای وای عاشق این پارت شدم لامصب
۱ ماه پیشملیس
3منم آب نبات میخواااااام خیلی قشنگ بود مرجان دمت گرم
۱ ماه پیشنانا
3چقدر خوبببببب بودددد خدااااااااایااااا من میمیرم برا شیپ اینا که
۱ ماه پیشHASTI
3عالی عالی😃👌 جالببب شد🫠😶 🌫️ حرکات میرن فقطط 🤭 خفن کی بودی توووو😁😂😂
۱ ماه پیشآتریسا
4با خودم گفتم نظراتمو جمع میکنم آخر پارت جدید مینویسم دیدم نمیشهههه بِرادِر من یعنی چیییی!؟؟ آبنباتو کردی دهنت!؟ ها؟؟ تبعیدی؟؟ها؟! جانم؟! از دهن اون در آوردی کردی دهنت؟!
۲ ماه پیشپگاه
8وای با هر پارت کیلو کیلو قند توی دلم آب میشه🧁😭😍
۲ ماه پیشMahya
0یعنی بورسیه ها چیکار کردن اینا انقدر نفرت دارن ازشون🤔
۴ ماه پیشMahya
3وای هعق میام این پارتو می خونم و قند تو دلم آب میشه وای🥲😁
۴ ماه پیشمیموسا
1من فکر می کنم ارکیده های سفید یکاری کردن که اینا آنقدر ازشون متنفرن
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
2شیر و خرگوش