پارت هجده :

واردِ سالنِ غذاخوری که شدیم، بویِ غذا در مشامم پیچید.
نگاهم را به میزهایی که در دو طرفِ سالن چیده شده بود و رویشان از انواعِ غذاها پُر بود، دوختم.
دانش‌آموزها پشتِ میزها نشسته بودند و هیاهو در سالن موج می‌زد.
آقای استون، رأسِ میزها، کنارِ زنی جوان ایستاده بود و به نظر می‌رسید با او مشغولِ گفت‌وگوست.
کامیلا و النور دو طرفِ بازویم را گرفته بودند و با کنجکاوی در اطراف چشم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahi

    4

    پسر شر مدرسه به دستور کاپ کیکش بیخیال غذاش شد و رفت بیرون تا باهاش حرف بزنه واکنش من درست اون سر دنیا:🥺

    ۱ ماه پیش
  • باران

    9

    اخرهمین هاناآدمت میکنه میرن خان مغرور، آفرین هانا👌👌

    ۲ ماه پیش
  • روباه قرمز

    12

    از درس خوندن که خوشم نمیاد ولی به خاطر اون غذا هایی مجانی ای که میدن حاضرم با پای پیاده برم ساتن هیل🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • Helia

    1

    منم همینطور

    ۳ ماه پیش
  • ساناز

    0

    🧡🤎🩶💙🩷🩵💜❤️❤️💚💛🤍

    ۳ ماه پیش
  • فلفل

    5

    این رمان خیلیی خوبه وایبش عاشقش شدممم

    ۳ ماه پیش
  • فلفل

    2

    وای هانا خیلی خوبه عاشق شخصیتش شدممم

    ۳ ماه پیش
  • فلفل

    3

    کابوس چیه میذن به این جذابی و گوگولیی🤣😔

    ۳ ماه پیش
  • HASTI

    7

    خیلیییی پارت خفنی بود🤩آخرش فقططط😉😉کاشکی سریال این رمانو درست کنن خیلی قشنگ میشه🥲😍

    ۳ ماه پیش
  • GOLBARG

    32

    چرا همیشه اون دخترِ چسبه و پیک میه که تو رماناست بلونده؟🤣🤣

    ۱۲ ماه پیش
  • Mahya

    6

    وای وای دقیقااا چرا همشون زردن؟😂

    ۷ ماه پیش
  • Niya

    8

    خودت خواستی فرزندم، وایییی حس و حال وقتایی که کلاهداران و دختر بد و پسر بدتر رو میخوندم دارم😭😭

    ۱۱ ماه پیش
  • Mahya

    5

    دقیقااااا منم وای کلاهداران خیلی این وایبو میدادددددد و نیاز دخترم تو دختر بد و پسر بدتر این وایبی نبود اصلا ولی ننیدونم چرا انقدر حس و حال اون موقع رو دارممم

    ۷ ماه پیش
  • Mahya

    2

    وای دلم برای کامیلا و النور و کلا دخترای اونجا می سوزه چون خیلییی زندگی رو به خودشون سخت گرفتن

    ۷ ماه پیش
  • zar

    1

    وای مهیا وای مهیا دختر تو چقدر انرژی داری چقدر کامنت گذاشتییییی تووووو@-@

    ۷ ماه پیش
  • Mahya

    1

    جانم جانممم آره متاسفانه یا خوشبختانه انرژی زیاد دارمم و حالا به منبع انرژیمم رسیدمم🤦 ♀️💃🏿😁

    ۷ ماه پیش
  • Mahya

    4

    هانا جان تو فقط با میرن تنها شوووووو

    ۷ ماه پیش
  • Mahya

    4

    وااااایبییییی جذابیت میرنننن

    ۷ ماه پیش
  • Mahya

    2

    هانا عاشقتم فقط لطفا گند نزن لطفا لطفا

    ۷ ماه پیش
  • دنیز؛

    2

    عاشق میرنم ،هانا جان منتطر باش چون چیزای خوبی در انتظارت نیست

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️