پارت سی و نهم :

سیزده سال بعد که قاچاقچیها خسرو انتظاری را که یک نظامی وظیفه شناس و درجه دار بود و توی یک ماموریت مهم و سری انجام وظیفه می کرد، لب مرز کشته بودند،لیلا تعادل روانی اش را از دست داده بود.آن وقتها دانیال کلاس پنجم دبستان را تازه تمام کرده بود.
سارا می گفت قبل از آنکه دانیال به دنیا بیاید جان لیلا به جان خسرو بند بود و روز و شبهای نبودنش به خاطر کار را با سیگار کشیدن لب پنجره ی خانه ای که پد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
کپی شد!