غم بار به قلم فاطمه سیاوشی
پارت بیست و دوم :
اینجا کجاست؟ و این نوزاد... نوزادِ کیست؟ سرم گیج میرود. مهدی آمد، با چشمانی که گویی از پشتِ شیشهای کدر به من نگاه میکرد. او نوزادی را در آغوشم گذاشت. نوزادی که قرار بود فرزندِ او و همسرش باشد، اما حالا میگفتند رها شده است. رها شده؟ این کلمات مثلِ پتک بر سرم فرود میآیند. من که از حرفهای مهدی شوکه شده بودم، حالا با این واقعیتِ تلخ، گیج و منگم. این بچه مالِ من نیست، اما در آغوشِ من است.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اسرا
1اوه مهدی بااینکارش کلاترانه نابودمیکنه چقدر....🙏😡