پارت بیست و دوم :

اینجا کجاست؟ و این نوزاد... نوزادِ کیست؟ سرم گیج می‌رود. مهدی آمد، با چشمانی که گویی از پشتِ شیشه‌ای کدر به من نگاه می‌کرد. او نوزادی را در آغوشم گذاشت. نوزادی که قرار بود فرزندِ او و همسرش باشد، اما حالا می‌گفتند رها شده است. رها شده؟ این کلمات مثلِ پتک بر سرم فرود می‌آیند. من که از حرف‌های مهدی شوکه شده بودم، حالا با این واقعیتِ تلخ، گیج و منگم. این بچه مالِ من نیست، اما در آغوشِ من است.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    اوه مهدی بااینکارش کلاترانه نابودمیکنه چقدر....🙏😡

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!