قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت صد و چهل و یک :
ساره خواست دهان باز کند و بپرسد جرم پرویزی چه بود که خودش بلافاصله جوابش را پیدا کرد.
دوباره که خواست سؤال بپرسد دید جواب آن را هم میداند. فقط ربط آن زن به پرویزی و مسعود و حرفش را نمیدانست.
احساس بدی داشت. این حس از آن چیزی که نمیخواست در موردش فکر کند جان گرفته بود. اینکه یک خاطرخواهی یک طرفه نتیجهاش به کجا رسیده بود اذیتش میکرد. دوباره بغض کرد و رویش را گرفت تا بتواند
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
محرابی
0ممنونم خداقوت عالی بود دلم تنگ میشه برای ساره محمدمنصور
۹ ماه پیشنورا
0فارغ از قصه دلچسبتون، کلام پر از مهرتون ما رو نمک گیر کرده ❤️
۹ ماه پیشسهیل۲۹
2وقتی میگید تقدیمتون با عشق. .من وااااقعا احساس میکنم که با عشق مینویسید چون در غیر اینصورت انقد دلنشین نمیشه
۹ ماه پیشستاره
1عالی عالی مرررسی گلم 🌷🌷🌷
۹ ماه پیشاسرا
0پایین هرپارت فکرکنم خانم رمضانی سخنش باخوانندگان دیگش بودچون این رمان بی دی اف فروشی توچندسایت گذاشته شده حالااینجالطف کردن رایگان ذاشتن🙏
۹ ماه پیش
نصیبه رمضانی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنونم از همراهی تون من تو کانال خودم هم قصه رو رایگان گذاشتم و تازه تموم کردم. متاسفانه تمام اونجا هایی که دیدین کارشون دزدی و غیر قانونیه
۹ ماه پیشاکرم بانو
1وای خداحافظی دوست ندارم😔😔😔چه جوری دل از ساره بکنیم؟اخ ..خانوم رمضانی چه کردی باما...
۹ ماه پیشمیم
1کاش می شد تمام نشه،خیلی قشنگه رمان،فضاش،شخصیتاش،خانواده هاش،روابط واحساساتش،شیطنتای ساره،پارتای طولانیش،دلم براش خیلی تنگ میشه هنوز تمانم نشده،بخصوص برای ساره و محمدمنصور❤️😔🌹👏👏👏
۹ ماه پیشنسترن
1خداحافظی تلخه،دلگیره😔
۹ ماه پیشثریا
2خیلی ممنونم خانم رمضانی عزیز خیلی دلم برا محمد وساره تنگ میشه واقعا دوست داشتنی بود قلمتون ماندگار
۹ ماه پیشزهرا z
1وایی حرف که از خدا حافظی میشه من دلم میگیره و دلم برای ساره و محمد تنگ میشه و صد البته برای قلم زیبای خانم رمضانی عزیز که ما. و با نوشتهاشون غرق میکن در خط به خط داستان ممنون از قلم زیباتون و امیدوارم بعد اینم شاهد قلم زیباتون باشینم💯💞🙏🥺
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
مبینا
0نه غمم گرفت گفتی آخراشه😭الان دیگه دنیای رمان رو به امید چی باز کنم؟؟