پارت هفتاد و ششم :

ماه‌بانو، با چشم‌های اشکی گر*دن کج کرد. نگاه امیر مثل کسانی بود که زبانی را متوجه نشوند، همان‌قدر گیج و گنگ. دلش در حال آتش گرفتن بود. با دست‌های خودش عشقش را نابود کرد. کاش که برود، کاش دیگر پایش تا درب این خانه نکشد. صدای گرفته و خش‌دار مردانه‌اش او را سرجایش میخکوب کرد:
- بانو من دوست دارم، واسه چی
داری... .
چرا این‌قدر عفونت این زخم چرکی را هم می‌زد؟ از پشت پرده‌ی اشک، چهر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    ممنون لیلا جان خسته نباشی گلم قلمت مانا ❤🌹

    ۱۱ ماه پیش
  • هدی

    3

    آخه ماه بانو این حرفا چیه و به چه دردی میخوره؟😢

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    7

    ازت ممنونم عزیزم این همه پارت پشت سر هم عالی بود ،، اولا بانو خودش خریت کرد و جوابشو گرفت ، دوم هم امیرعلی بود که همش میگفت شغلم و شغلم و نمیتونم و نمیشه اما حالا ک دیگه نمیشه کاری کرد اومده قصه لیلی مجنون میخونه ، بهت گفته بودم حسام و بانو باهم ازدواج میکنند

    ۱۲ ماه پیش
  • سعادت

    5

    یه تشکر ویژه از خانم مرادی عزیز بابت این چند تا پارت زیبا و عالی واقعا لذت بردم خدا قوت قلمت مانا 🥰🥰

    ۱۲ ماه پیش
  • سعادت

    2

    آخ ماه بانو آخ چه کردی

    ۱۲ ماه پیش
  • رزا

    3

    ممنون لیلا جان با این همه پارت یه جا بی نظیر بود

    ۱۲ ماه پیش
  • رزا

    3

    این امیر علی هم یه چیزیش می شه ها آخه اون روز که باید کوتاه می یومدی فقط فکر شغلت بودی حالا که کار از کار گذشته اومد چی کار ماه بانو دیگه زن کسی دیکس خوب یا بد دیگه حتی نباید بهش فکر کنه چه برسه به اینکه بگه بیا با هم بریم برو امیر جان قافیه را باختی گلم بد هم باختی

    ۱۲ ماه پیش
  • بانو

    3

    ممنون وتشکر خانم مرادی چند پارت را با هم گذاشتین و رومان خیلی زیباست امیدوارم ماه بانو وحسام باهم کنار بیان

    ۱۲ ماه پیش
  • سوگند

    5

    خانم مرادی واقعا ممنون چند تا پارت بهمون هدیه دادی قلمتون حرف نداره

    ۱۲ ماه پیش
  • سوگند

    5

    واقعا عالی بود خدا قوت تومحشری

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    3

    چقدر قلم توانایی دارین همه چیز رو فشنگ توصیف مکنین با اشک ماه بانو اشک ریختم با دردش درد کشیدم صد باریکلا به این قلم توانا ممنون از اینکه به من مخاطب احترام میزارین و چند پارت رو با هم میزارین تشکر فروان🙏💕💯😘❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • شهد

    3

    ممنون از نویسنده عزیز که چندین پارت عالی را پشت سر هم برامون گذاشتند داستان جذاب هست و برای من گیرایی زیادی داره

    ۱۲ ماه پیش
  • لیلا مرادی | نویسنده رمان

    ممنون از شما که دلگرمی می‌دین😍🤗

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️