زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت هفتاد و پنجم :
قامت پر زوری داشت؛ اما امیرعلی نظامی و هیکلیتر بود. ضربهای نه چندان کاری به کتف حسام کوبید که در جایش تلو خورد. امیرعلی همانطور که نزدیکش میشد، دست به گوشهی ل*بش کشید. مزه خون در دهانش، طعم آهن زنگزده را میداد.
- غلط رو تو کردی، عشقم رو ازم دزدیدی. فکر کردی این هم مثل اون شیوای بدبخته که بکشیش و ککت هم نگزه؟
ذهن ماهبانو ترک برداشت. شیوا دیگر که بود؟ حسام با شنیدن این حرف،
لطفا صبر کنید...

رزا
2چه کردی لیلا بانو وای که چه سوپرایز خفنی چندین پارت هم زمان مرسی گلم 💚💚💚