زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت هفتاد و سوم :
ترجیح داد زیاد فکر نکند و به خوردن صبحانهاش بپردازد. لقمهای برای خودش گرفت و بیهوا پرسید:
- چرا با دخترعموت ازدواج نکردی؟
این سوال ناگهانی را نفهمید چطور گفت و به چه دلیل. یک تای ابرویش بالا رفت. چند جرعه شیر به گلویش فرستاد و دست پشت ل*بش کشید.
- باید ازدواج میکردم؟!
سر پایین انداخت.
اینکه جواب بده نبود. اصلاً چرا پرسید؟ مگر مهم بود؟ حسام از این حالت دخترک، پوزخن

لطفا صبر کنید...

زهرا z
7به نظرم حالا که ماه بانو با حسام ازدواج کرده کار هر دوشون اشتباه اشتباه امیر اینکه امده در خونشون اشتباه ماه بانو این که در روش باز کرد واویلا اگه حسام سر برسه