پارت دویست و سی و دوم :

پارت پایانی

با مکث لب‌هاش را روى هم فشار مى‌دهد: حتى اگه همه‌ى حرفات درست باشه؛ هرچقدرم با خودمون مهربون باشیم، یه جاهایى نمی‌تونیم خودمون رو ببخشیم. مى‌فهمى... شاید بتونیم از یه چیزایى گذر کنیم اما نمی‌تونیم پاک‌شون کنیم. براى همینم یه وقتایى یادآوریشون دردناکه!
ــ یادآورى این‌که یه وقتایى چقدر ضعیف بودیم؟
سرش را به تایید حرفم تکان مى‌دهد.
یاد روزى مى‌افتم که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • دویار ❤️

    0

    واقعا داستان عالی و متفاوت بود از خوندنش لذت بردم خسته نباشی لیلا جان 💋💋

    ۳ روز پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهیتون🩷☘️

    ۲ روز پیش
  • مامان عسل

    0

    رمان خیلی زیبا و دلنشینی بود دست مریزاد به شما نویسنده عزیز👏 آن شالله همیشه خوش بدرخشین واقعا لذت بردم از خواندنش 🙏🌸

    ۲ هفته پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    عزیزید🩷☘️

    ۲ روز پیش
  • دلارام

    0

    خیلی قشنگ بود عالی تموم شد واقعا خسته نباشی اصلا تکراری نبود عشقشون قشنگ بود

    ۲ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    ممنون از همراهی‌تون🌱🩷🥰

    ۲ ماه پیش
  • Faez

    0

    رمان قشنگی بود، داستانش برام تازگی داشت کلیشه ای نبود

    ۲ ماه پیش
  • رها

    3

    خانوم مردانی واقعا از این رمان لذت بردم امیدوارم بازم کارهای بیشتری ازتون ببینم و قطعا من این رمان یکبار دیگه خواهم خواند ...

    ۳ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    عزیزید🌱🩷

    ۳ ماه پیش
  • V-A

    2

    قلمتون خیلی زیبا و گیرا بود لطف میکنیدآثار دیگه تون روهم معرفی کنید

    ۳ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    عزیزید. یک نقطه و تمام از نشر شادان باغچه گل سرخ و بگذار عاشقت باشم از نشر علی

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    3

    بهترین رمانی بود که خوندم،چقدر احساسات نگار رو میفهمم🥲اولین باره میبینم روحیات یکی دقیقا مثل خودمه.اون مظلومیت و سکوتش...

    ۳ ماه پیش
  • Nasi

    0

    خسته نباشین،خیییلی قشنگ بود

    ۳ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    عزیزید🩷🌱

    ۳ ماه پیش
  • Saba

    1

    عالی بود واقعا دست مریزاد به این قلم 🦋 داستان کلیشه و بی معنایی نبود واقعا لذت میبردم از خوندنش الان که تموم شد نمیدونم چه رمانی بخونم که کمی شبیه این رمان باشه دلم واقعا برای قصه نگار و خسرو تنگ میشه❤️

    ۳ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    مرسی از همراهی ارزشمندتون🌱🩷

    ۳ ماه پیش
  • Saba

    0

    اگه امکانش باشه خانم مردانی عزیز یه رمان یا یه کتاب معرفی کنن برای خوندن 🫠

    ۳ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    عزیزم من کتاب‌های بانو کالین‌هودر رو بهتون پیشنهاد می‌کنم🌱🩷

    ۳ ماه پیش
  • V-A

    0

    عالی بود دستمریزاد موفق باشید🫶

    ۳ ماه پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    عزیزید. ممنون از همراهی‌تون🩷🌱

    ۳ ماه پیش
  • سوری

    1

    خیلی قشنگگگگگ بود قلمت مانا خیلی دوستش داشتم کاش مام یکی مثل خسرو داشتیم تحت هر شرایطی حواسش بهت بود و دوست داشت🙂 یدونه خسرو میخوام لطفاااااا

    ۳ ماه پیش
  • زهرا z

    0

    چقدر این قلم زیباست الان من از امشب چکار کنم من هر شب به عشق این قلم دنیای رمان و باز میکردم الان دیگه تموم شد و چه زیبا تموم شد دست گل نویسنده عزیزمون درد نکنه با این داستان زیباش بوس به اون دستات خوشقلم جونم خسته نباشی 🙏💯❤️😘🌹

    ۳ ماه پیش
  • ماهرخ

    1

    اثر بی نظیری بود خط به خطش ادمو محو خودش میکرد . قلمتون بینظیره . کاش بازم اثارتونو در این برنامه داشته باشیم

    ۳ ماه پیش
  • نسترن

    1

    عالی بود.برای مهسا خیلی خوشحال شدم که امیر محمد و کنار گذاشت.

    ۳ ماه پیش
کپی شد!