طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت شانزده :
با صدای قدمهای نیایش، انگار پا روی گردن نیکداد گذاشته باشند، همزمان که عقب میرود نگاه پر حرفش را به او میدوزد و میگوید:
- اگر نمیخواین الان جواب بدین! حداقل هروقت مایل بودین تو اینستاگرام نیکداد کاشفی رو به انگلیسی با یه آندرلاین بین اسم و فامیلی بزنین و اونجا بهم جواب بدین.
آترا آهسته سرش را تکان میدهد و با نزدیک شدن صدای قدمها، نیکداد به دیوار تکیه زده و پیراهن راهراه
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه سجده | نویسنده رمان
نیکداد به خاطر همین جقیقت پونزده سال سوخته و دم نزده واقعا حقیقت کمرشکنیه و نیکداد ادمی نیست دردش رو با کسی حتی خواهرش سهیم بشه و میخواد حداقل نیایش زندگی کنه. ربطی به بزرگ و کوچیک نداره فهمیدن چنین واقعیتی ادم رو از درون فرسوده میکنه 🥺
۲ ماه پیشافسون
0آخه دختر خوب اینهمه حرفهای تو دلی رو یکجا نویس تا فرصت سوزی زیاد باشه هضم کنین چرا نیاید نیایش بدونه چی بوده اون دردی که مادرش سالها کشیده الان که بچه نیست🤔
۲ ماه پیشافسون
0آخه دختر خوب اینهمه حرفهای تو دلی رو یکجا نویس تا فرصت سوزی زیاد باشه هضم کنین چرا نیاید نیایش بدونه چی بوده اون دردی که مادرش سالها کشیده الان که بچه نیست🤔
۲ ماه پیشاشرف
1خیلی زیباهست ممنونم شخصیت نیکدادرو دوست دارم
۲ ماه پیش
مهدیه سجده | نویسنده رمان
ممنونم از همراهیت خداروشکر نیکداد به دلت نشسته عزیزم❤️✨
۲ ماه پیشساحل
2دلم میخواد نیایش روبزنم اصلااا از هیچی خبر نداره فقط جلوی نیکداد هی از محسن حرف میزنه اهههه
۱۱ ماه پیشدلی
1من خیلی دوسش دارم برام خاصه موضوعش جدیده تقریبا و شهصیت نیکداد واییی نیکداددد 🥺🥺🥺رمان جذابههه بینهایتتتت
۱۱ ماه پیشدلیا
2وای میگم چرا گیج شدم این پارتو نخوندم 🤣🤣🤣 هی میگم خدایا چرا یهو انقدر رفت جلو یه چیزی کمه وای ممنونم نویسنده جون خیلی خوشحالم دوپارت گذاشتین من که عاشق این رمانم و حمایت میکنیم
۱۱ ماه پیشم
2شخصیت نیکداد جالبه،با وجود اینکه غمگین و عصبیه ولی مهربان و دلسوز واحساساتیم هست ❤️
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
0آخه دختر خوب اینهمه حرفهای تو دلی رو یکجا نویس تا فرصت سوزی زیاد باشه هضم کنین چرا نیاید نیایش بدونه چی بوده اون دردی که مادرش سالها کشیده الان که بچه نیست🤔