پارت صد و هفتاد :


در را پشت سر خودش بست.
تمام اتاق توی تاریکی فرو رفته بود و فضایش گرم و مطبوع بود.
صدای یک خروپف آرام اخم به ابرویش آورد‌...
کلید برق را زد و روشنایی روی دیوار‌های نقش‌دار خزید.
و همین‌طور روی یک مرد که نشسته بر مبلی به خواب رفته بود...
ماتش برد...
اشکان با چشم‌های بسته روی یک مبل لمیده بود.
شانه‌اش را به دیوار کنارش تکیه داد و خیره ماند به هیکل مردانه اشکان... خ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir سورن همایونفر
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان میکائیل
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان اشکان
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان مریم
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان نیلی
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان سهند
رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir ستایش
رمان عاشقانه, رمان مافیایی کاور دیگری از رمان
رمان مافیایی مهمیزهای سیاه شخصیت هامون هامون
تصویر شخصیت سورن در رمان مهمیزهای سیاه تصویر دیگری از سورن
آخرین نظرات ارسال شده
  • نفس

    0

    میکائیل بدبخت خوبه که اسکان دوباره هست

    ۲ ماه پیش
  • نلا

    0

    اینقدر این رمان غیرقابل پیش بینیه ، دیگه پشمام نمیریزه حتی اگخ بگن اقبال تمام مدت جلالی بود 😂

    ۲ ماه پیش
  • Helia

    1

    هعی زندگی شون واقعا پر از بدبختیه

    ۲ ماه پیش
  • نازنین

    2

    ولی رفاقت این دوتا خیلی قشنگههه..🥺💫❣️

    ۵ ماه پیش
  • محدثه

    2

    وای چقدر دلم برای اشکان تنگ شده بوددد بمیرم برا اینا ک نمیتونن یه زندگی معمولی رو تجربه کنن

    ۹ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    چقد خوشحالم،که این دوتا کنار همن وااای منم بغضی شدم اشکان قشنگم 🥹🥹نمیدونم چطوری ذوقمو از بودن اشکان نشون بدم

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😍😍😍

    ۱۲ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    انتظار اینو داشتیم اشکان سالم باش مثلا زیر دست منوچهر 😏خیر نبینی منوچ تو به سورن هم رحم نکردی

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    افت داره واسه منوچهر اگه اشکان بدون خط و خش می‌بود

    ۱۲ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    اخه چطور میشه عاشق هامون نشد ؟؟چقد پشتوانه بودن واسه سورن رو بلده 🫠🫠

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شاید درسا هم دلایل خودش رو داشته باشه🤔

    ۱۲ ماه پیش
  • پرنیا

    3

    اشکان و شوخیای بامزش تو اوج غم 🥰🥰😂😂

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤩

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    3

    بخاطر همین کارا رو ه.ه کراشم..عشقه دیگه..خیلی عموی خوبیه و هواشونو داره

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خدا از این عموها به همه بده😎

    ۱۲ ماه پیش
  • حدیث

    1

    چیچی میگن هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیره درست گفتم یا نه؟ هامون جونی هم که خیلی مهربون شده بخاطر اینه که سورن قراره یکی از برگ های شبدر باشه

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مطمئنا به خاطر همینه

    ۱۲ ماه پیش
  • حدیث

    1

    خسته نباشی ازاده جان پارت عالی بود

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی🤩

    ۱۲ ماه پیش
  • حدیث

    1

    عرررررر جیغغغغغغغغ خیلی خوشحال شدم ازاده جونیییی دست درد کنه خیلی گلی خوبه حداقل اشکانو پیدا کرد

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم🤩

    ۱۲ ماه پیش
  • حدیث

    2

    هیییی این مافیا ها هم چقدر زندگی سختی دارن ای بابا تو زندگیم تاحالا دلم به حال یه خلافکار نسوخته بود که به لطف تو ازاده این اتفاقم افتاد ای بابا😔😭

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ولی خدایی زندگی سخت و پر استرسی دارن🤣

    ۱۲ ماه پیش
  • حدیث

    1

    اهااا اینه سورن و اشکان دوباره برگشتن کثافتاااا قراره دهنتون سرویس شههه

    ۱۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یه تیم دو نفره عالی🤩

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️