مهمیزهای سیاه به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد و شصت و نهم :
ماشین مقابل یک خانه سه طبقه توقف کرد که نورپردازی باشکوهی داشت.
باغچهای کوچک کنار در ورودی بود و گلهای شیپوریاش توی نسیم شبانگاهی تکان میخوردند.
خدمتکاری به استقبالشان آمد و کت شیری تهمینه را گرفت.
تهمینه حسابی به خودش رسیده بود. در عرض چند ساعت موهایش را رنگ گذاشته بود و ناخنهایش را هم مرتب کرده بود. حتی آرایشش چند سالی او را جوان تر نشان میداد.
شال حریر و مروارÛ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نازنین
1کلا آدمایی جذاب دوست داشته نمیشن توی این رمان مثلا بچم سورن ما این همه دورش میگردیم اینا ناشکرن
۵ ماه پیشحدیث
3وااا خیلیم دلت بخواد درسا خانوم اگر دوسش نداری بدش به ما، ماخیلی دوسش داریم نوچ نوچ نوچ خدایا ببین چه بنده ی نا شکری داری تو😔😔
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا واسه درسا متاسفم😔
۱۲ ماه پیشحدیث
3من مادر ستایشو سورنم، نگفت زن منوچهرم ای ای منوچهر ریدی که دادا دیگه زنتم دوست نداره خاک خاک
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا
۱۲ ماه پیشحدیث
0خسته نباشی ازاده جونیی💚💚
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی گلم🤩
۱۲ ماه پیشحدیث
1خب خب مرتیکه های ریغو و بی مصرف چوسو سورن داره بر میگرده اماده باشید که قراره دهنتون سرویس بشهه🤭😉😉
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😎
۱۲ ماه پیشحدیث
0وای ازاده تازه اول مدرسه هاست من دیگه وقت نمی کنم پارت هارا به موقع بخونم خدا به دادمون برسه تا اخر مدرسه چی میشه وای خداا😭😭
۱۲ ماه پیشasall
0چشت درآد درسا الهی هامون تو گلوت گیر کنه
۱۲ ماه پیشثنا
0وای هامون که خیلی خوبه😂😍😍😍کراش العالمین
۱۲ ماه پیشNana
1بی صبرانه منتظر برگشت طوفانیه ولیعهد هستم
۱۲ ماه پیشکیمیا
0میگم که من با شماره جدیدی تل نصب کردم چجوری میتونم توی کانال و گروه عضو شم ؟
۱۲ ماه پیشSogi
2خب خب آقایون لاشخور محترم هدایتی و ابراهیمی خودتونو جمع و جور کنین که سورن داره میاد پارتون کنه ناناس بلاها💅🏻
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
2من ماه و سایه روخوندم عالیههه فک میکردم در مورد هامون ولی اسم زنش درساس پس حتما در مورد پسرعموهای سورن؟
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی که با ماه و سایه هم همراهمی😍 نه ماه و سایه ربطی به هیچ کدوم از رمانای من نداره
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
1مگه میشه تو بنویسی و من نخونم اگه نخونم قطعا یه داستان و قلم ناب رو از دست میدم اگه اشتباه نکنم قبلا گفته بودی شخصیت پسرش تو رمان مهمیزها بوده
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی از نظرت لطفت عزیزم🤩 خدایی چنین چیزی لو دادم؟؟؟🤣🤣🤣 آره ولی توی مهمیز نه توی دومینو. اما خیلی فرعی بود نقشش خیییییلی زیاد
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
0بالاخره یه اسپویل گرفتم ازت😂💃💃 دوست سهندِ؟پسر پارچه فروش؟بخدا اونجا هم سهند داشته باشیم دست میندازم دهن منو جر میدم
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
متاسفانه من نخود تو دهنم خیس نمیخوره واقعا تعجب کردم گفتی اینو گفتم🤣🤣🤣 نه هیچ کدوم از شخصیت های دیگر رمان ها توی ماه و سایه نمیان هرگز
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
0رمان که هیچ ببین با چه عشقی اطلاعیه هارو خوندم که یادم مونده😂خب خداروشکر
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به به🤩 بوس به دقتت واقعا. اتفاقا اطلاعیه می نویسم بیشتر بازدید داره تا خود رمان🤣
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
1آزاده جان لطفا تو این ۹ پارت برای پسرم یکی رو جور کن تنها بمونه من دق میکنم
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
برنامم برای این نه پارت: پارت اولش: آشنایی پارت دومش: عاشق شدن پارت سومش: خواستگاری پارت چهارمش: بله برون و نامزدی پارت پنجمش: عقد و عروسی پارت ششمش: پا تختی پارت هفتمش: بارداری عروسمون پارت هشتمش: سورن میفهمه داره پدر میشه پارت نهم و آخر: بچه به دنیا میاد
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
0عالی همین فرمون برو جلو😂
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
تصویب شد🤣
۱۲ ماه پیشمهلا
3خب مثل اینکه دردسر تو راه ولی نه واسه ما 💜💜💜💜💜
۱ سال پیشRoghayyeh
1اووف عجب جمله ای گفتی دختر با این کامنت رقص چند نفررو تصور کردم
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
رقص کیا رو؟🧐
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
0ابراهیمی. هدایتی
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یه امشو شوشه واسشون میذاریم برقصن✅
۱۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قطعا🤩
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Helia
0همایونفر ها نفرین شدن تو عشق