اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت سی :
- معرفت کی بوده؟
لحظه ای مردد به رفعت که نگاهش هنوز توی صفحه ی پرنور دستگاه میچرخید نگاه کرد و بزاق دهانش را آهسته قورت داد. بعد بلافاصله جواب داد:
- دکتر ایرج محمودی.
نگاه رفعت از روی صفحه ی لپتاپ کنده شد و برای اولین بار سرتاپای سامان را ورانداز کرد. بعد گوشی را از روی میز برداشت و حین فشردن دکمه ای پرسید:
- گفتی اسمت چی بود؟
- سامان شُکری.
توی گو
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

معصومه
0عالیه خسته نباشید قلمت ماندگار