اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت سی و یک :
سامان کمی بلندتر از قبل جواب داد:
- عرض کردم سامان شکری هستم
- چند سالته؟
- بیست و یک
- دانشجویی؟
- بله مهندس. دانشجوی کامپیوترم. نرم افزار. رتبه کنکورم دورقمی بوده.
- الان چیکار میکنی؟ جایی شاغل نیستی؟
برای گفتن این حرف کمی تردید داشت. اما ترجیح داد صادقانه جواب دهد. پس به افکارش تشر زد و قاطعانه گفت:
- آنلاین شاپ دارم. روسری و شال نخی م
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون🙏🌺
۸ ماه پیشمهسا
0سلام.پارت گذاری تون کمه. پارتها بی نهایت کوتاه ن .سکه برای خرید هرپارت خیلی زیاده۷۰۰تا..طبق شناختی که ازشما دارم برای رمان راز گل بهارنارنج که به تندی پاسخ دادید ترجیح دادم برای این رمان نظر ندم..ببخشید باکمال ونهایت احترام خانم چراغی..اگرچه قلم خوبی دارید.
۸ ماه پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
سلام مهسا جان چند تا از پارتها رو از پارتهای تلگرام اینجا گذاشتم. اون پارتها برای تلگرام مناسب بوده اما خودم احساس کردم برای سایت کمه به همین خاطر الان پارتهای جدید دوبرابر و گاهی بیشتر شده . من تعدادی از پارتها رو خودم قفلش رو براتون باز کردم که این مسئله جبران بشه خاطرم نیست برای رمان بهارنارنج
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

گلی
1عالی نویسنده عزیز