پارت چهل و هفتم :

_ خسته‌کننده‌ست!
سرش را بالا آورد و چشمان قرمزش را مالید:
_ چی؟
_ خوندن اون کتاب و تموم کتابای داروسازی. تا حالا نتونستم بیشتر پنج صفحه‌ش رو بخونم. واسه همینم وقتی کیانی اول این رشته رو پیشنهاد کرد، قبول نکردم.
بااخم دست در موهایش برد و محکم طره‌های سرکش را بالا کشید:
_ من به مطالعه‌ی زیاد عادت دارم، وگرنه نمی‌تونستم نصف این کتاب قطور رو بخونم. هرچند که مطالبش به نظرم Ú

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️