پارت چهل و سوم :

صدای ساز و آواز، همچون مهی لطیف، در فضای سالن طنین‌انداز شده و نورهای سفید و طلایی از سقف چوبی تالار همچون ستاره‌هایی در آسمان شب، بر سر مهمانان می‌درخشیدند. گل‌های لیلیوم و ژربرا در گلدان‌های بلند، مانند نگین‌های درخشان، زیبایی این محفل را دوچندان کرده و عطر دل‌انگیزشان در فضا پیچیده بود.
سپیده با لباس قرمز رنگی که رسم هندی‌ها بود می‌درخشید همسرش آمیش با خوشحالی کنارش ایستا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هانیه

    0

    ای جانننننننن چقد عاشقانه و رویایی

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره😍

    ۵ ماه پیش
  • Nijla

    2

    این برسام از بسی واسه رقص کهربا هیجان ذوق داره که به ماهم سرایت کرده زودتر برم ببینم😉

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    این بده 😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    3

    ایشالله عروسی خودتون..زهرا جون عروسی اینا کی میشه من لباسم آمادست💚🤣

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عروسی من؟ عروسی این دو بشر هفته اینده 😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    2

    پارت خیلی قشنگی بود جوری عالی توصیفش کردی انگار ما هم تو عروسی بودیم💚😍

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ای جانم الهی شکر اونجوری که میخواستم شد

    ۱۱ ماه پیش
  • نفس

    2

    ممنون زهرا جون خسته نباشی پارت قشنگی بود زحمت کشیدی

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم عزیزم ❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • ثریا

    3

    خیلی خوب بود 🙃💗 دوست داشتم اونجا باشم🥺

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    منممممم

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا z

    3

    برسام از دست نرفت با رقص کهربا ممنون نویسنده توانا

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    چرا چرا! 😂

    ۱۱ ماه پیش
  • نرگس

    5

    عالی بود عزیزم😍😍😍 اره انگار ماهم تو عروسی بودیم😂😂دمت گرم

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    خداروشکر که اینقدر قشنگ اون چیزی که میخواستم رو تصور کردی

    ۱۱ ماه پیش
  • مریم

    6

    قربونت برم ممنونم ، چه پارت قشنگی بود چقدر قشنگ توصیف کردی ما هم انگارتو عروسی بودیم 😍😍

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ای جانم شکر

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!