دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت چهل و دوم :
برسام وقتی ریاکشنی از جانب کهربا ندید، تا خواست دستانش را از دور کمر کهربا باز کند و او را به سمت خودش برگرداند، با صدای کهربا از ادامهی کارش صرف نظر کرد.
- بذار چند لحظه تو همین حالت بمونیم.
برسام با لبخند ملو «باشه»ای به زبان آورد؛ کمی گذشت دلش خواست در آن حالت شعری که به یاد آورده بود را به زبان آورد؛ پس قبل از آن اجازه گرفت و پرسید:
- چند بیت شعر بخونم؟
کهربا همیشه مش
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی | نویسنده رمان
نگران خرج نباش با کهربا به یه نتیجه میرسن 😂
۱۱ ماه پیشNijla
2عجب پارت زیبایی ممنون قشنگم🥰🤩😘
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من عزیزم
۱۱ ماه پیشنازی
2جزو رمان هایی که حتی بعد تموم شدنش هم همیشه یاد نویسنده ی توانمندش هستم
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
ای جانم نظرت انرژی مثبت بود
۱۱ ماه پیشف م
2خیلی زیبا و دل نیش بود عالی عالی
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من عزیزم
۱۱ ماه پیشترنم
2زهرا جون حس میکنم تو هم شاعری😉
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
برعکس متاسفانه اصلا نمیتونم شعر بگم
۱۱ ماه پیشترنم
2واای این دو تا کنار هم محشرن از این پارت و شعر زیباش لذت بردم
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
❤️❤️😊
۱۱ ماه پیشترنم
2خوشبحال کهربا ک همای شاعر کنارشه و کلی هم دوستش داره😍
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
بله بله
۱۱ ماه پیشثریا
2خسته نباشی عزیزم🤗🌹 خیلی پارت قشنگی بود🥺💗
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزی گل
۱۱ ماه پیشمریم
2چه رمان قشنگ وعاشقانه ای لذت میبرم هربار با خوندن این رمان ومشتاق ادامه میشم ،،،،خیلی خیلی ممنونم
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم من
۱۱ ماه پیشمرضیه
2خیلی پارت زیبایی بود.بانوجان موفق باشی 🩵
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم
۱۱ ماه پیشنرگس
2خوب بود اما ارامش بخش و زیبا
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
❤️❤️
۱۱ ماه پیشاسرا
2چه قشنگ که قشنگ شعرمیگی همای شاعر🙏
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
❤️❤️
۱۱ ماه پیشزهرا z
3بله بالاخره برسام تونست یه کام از کهربا بدون مزاهم بگیره و چقدر شعرش زیبا بود افرین به نویسنده توانامون 💯👏👏👏👏👏💋💋
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دیگه گفتم منتظر نذارمتون
۱۱ ماه پیشآمنه
2زهرا بانو یعنی خیلی خوبه خوب فهمیدم زمان نوشتن رمان فکرتون توی هند بود یا واقعا هند بودید و گرنه اینجا گشت ارشاد داریم و اگه گشت ارشاد نبود بعد بوسشون باید میگفتن خدا رو شکر کسی ما رو ندید و گشت ارشاد نیست وگرنه لو میرفتیم بانو عالیه عالی بود
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
زمان نوشتن که تو هند نبودم اما یک نویسنده به قدرت تصورش و نمایش اون برای دیگران معروفه دیگه
۱۱ ماه پیشنرگس
3همیشه با هرکلمه رمان چشمام قلبی میشه😍😍😍😍خیلی ترکیب خوبین این دوتا😂😍🥰🥰
۱۱ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
عزیزم خوشحال شدم
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0عزیزم برسام که خلاف رو گذاشته کنار قصدش برای چه کاریه ؟ بالاخره زن و زندگی خرجم داره