پارت چهل و چهارم :

کهربا، با آن طنازی‌های بی‌نظیرش، در دل جمعیت می‌چرخید و همچون پروانه‌ای آزاد، روح برسام را به پرواز درمی‌آورد. هر لحظه‌ای که او را می‌دید، همانند قطره‌ای باران بر خاک تشنه‌ی عشقش می‌نشست و زندگی دوباره‌ای به او می‌بخشید و بالاخره آهنگ تمام شد و کهربا با تشویق خودش و باقی افراد به سمت برسام رفت.
موهای افتاده بر روی صورتش را پشت گوشش فرستاد و با تک خنده‌ای که انرژی از آن ساطع

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • کیانا

    1

    عزیزمم عالی بود مدتها بود که هیچ رمانی منو زیاد جذب نمیکرد اما الان با خوندن این رمان واقعا زبونم قادر به توصیف این شاهکار نیست و این رمان و قلم قوی شما تونست منو وارد دنیای دیگه کنه قلمت مانا باشه گلمم

    ۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    فدات بشم نوش چشمات و روحت... خوشحالم که لذت بردی

    ۲ ماه پیش
  • هلنا

    1

    خدا قوت نویسنده جان رمانِ بسیار دلنشین و زیبایی بود.💞✨🫧 قلمتون مانا... من که خودم به شخصه در طول خوندن خیلی لذت بردم. خیلی قشنگ عشق واقعی رو توصیف کردید.🫠🤍🌱 این رمانتون برام جزوی از رمان های شد که به خاطر قشنگیش نویسنده عزیزش همیشه در یادم خواهد موند.😊💫💙

    ۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    سلام عزیزم خیلی خوشحالم که لذت بردی و کیف کردی ❤️✨

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    خدایا به ما هم از این عشق ها عطا کن

    ۳ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    امین ✨

    ۳ ماه پیش
  • مامان عسل

    1

    خدا قوت نویسنده عزیز ..رمان سرشار از احساس و لطافت خاص خودش رو داشت دست مریزاد وقیمت مانا عزیزم 🌸🌸

    ۳ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    فدات عزیزم نوش چشمات

    ۳ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    قلمت مانا..اشتباه تایب

    ۳ ماه پیش
  • Zeyn

    0

    قشنگ و پر از احساس بود🥹🥹

    ۳ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    خوشحالم که لذت بردین

    ۳ ماه پیش
  • Bahar

    1

    عالیییی بود از شروع تا پایان داستان لذت بردم خیلییی قشنگ بود ممنون از نویسنده عزیز که بقیه رمان هاتون هم به زیبایی همین رمان بود.

    ۴ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    فدات بشم خداروشکر که لذت بردی عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • Emma

    0

    ممنون از نویسنده محترم خیلی زیبا بود مثل نوشته های دیگه تون👏👏👏

    ۴ ماه پیش
  • زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان

    عزیزی خداروشکر که لذت بردی همین مهمه

    ۴ ماه پیش
  • انسیه

    2

    خیلی قشنگ بود عزیزم،رمان فرد باشکوه ترغیبم کرد که رمان های دیگتونو بخونم و واقعا قلمتون عالیه و لذت بردم

    ۴ ماه پیش
  • دارکوب

    1

    واقعا رمان بی نظیری بود ، همچنین کارکتر ها به شدت زیبا توصیف شده بودن ممنون از قلم زیباتون ☺️🎀

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ممنون از نظر زیباتون خوشحالم که لذت بردی

    ۵ ماه پیش
  • Saba

    1

    واقعا بی نظیر بود..

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی شکر که لذت بزدی

    ۵ ماه پیش
  • Mobina

    2

    عزیزم قلم ب شدت قشنگی داری ولی راستش موضوع جالبی نداشت کل داستان یه آشنایی اولش بود و دیگه چیز جالبی نداشت ولی خسته نباشی

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم ممنون بابت نظرت.... رمان در اصل فوکوسش رو عشق و علاقه‌ی بین دو شخصیت بود و قرار بر این نبود که اتفاق خاصی بیفته... بازم ممنون بابت نگاه گرمت

    ۵ ماه پیش
  • فریبا

    1

    عالی بود 👍🏻👌🏻👌🏻👌🏻🌷

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😍❤️

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    0

    عالی بود 👏👏👏👏👏😍🤍🌼

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزمممم

    ۵ ماه پیش
  • فروغ

    0

    بانو دست مریزاد قلمتون شیوا و جذاب🍁

    ۵ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی خوشحالم که لذت بردی

    ۵ ماه پیش
کپی شد!