هکائو به قلم کالیستو آکوامارین
پارت شانزده :
دقت که کردم ، چشمهای اون هم آبیِ پررنگ بود ، جوری که انگار جولیان لحظهای توشون غرق شد و باز با اخم نگاهش کرد.
دلم میخواست خرخرشون رو بجوئم.
نوبت؟! کارت؟!
این چه نوع اعتماد بنفسیه؟!
جولیان با خشم خیره تو چشمهاش زمزمه کرد:
ـ «من قسم میخورم ، بی ادب تر از تو ندیدم.»
کای با خندهی بیصدا یه چشمک زد و گفت:
ـ «بهت یاد ندادن یه کتابو از جلدش قضاوت نکنی؟!.»
هممون مثÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Delsa
1آقا وایسین دیمن کیههههه؟؟؟؟
۶ ماه پیشالی
9حس میکنم شبگرد دیمنههه
۸ ماه پیشروباه پاییزی~
4یجوری مانگافروشیه وایب زیبای حقیقی میده که هرلحظه حس میکنم قراره یه نوشته رو دیوار پیدا بشه و معلوم بشه نید و سن قبلا همو میدیدن اصن عر
۱۱ ماه پیشترنم
1اگه برا نید آشنا باشه شبگرد خود دیمنه و یکی از اون چهارتا نامه رو فرستاده بود واسه نید
۱۱ ماه پیشDina
2واییییییییییی عاااالی بود ، چقد دلم میخواست اجرای آسترال رو واقعی ببینم
۱۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
انقد داریم از این اجراها
۱۲ ماه پیشفن دیمن
2اقا شرمنده من دیمن و به اشتباه ریمن خوندم .شما خودتون ببشخید😉☺☺
۱۲ ماه پیشفن ریمن
1دمت گرم من روی سن،ریو،جین و ریمن کراش سگی بستم.وای خدا عالی عالی عالی
۱۲ ماه پیشثریا
2سن هم یکم مشکوکه🥲
۱۲ ماه پیشNazaNin
5دانلود یه سِن که منو به مانگا فروشی دعوت کنه وای😭🤌🏻
۱۲ ماه پیشNazaNin
6بچها زوج جدیدددد جولیان و کای🤌🏻🤌🏻 ولی کالییی من عاشق کای بودممم😭😭😂😂
۱۲ ماه پیشآذر
4سن سن سننننن! نمی تونم در موردت حدس بزنم که چرا اینجایی. و از همه مهمتر اون گربه عجیب که میومد و نید رو برد پیش سن ولی دفعه دوم بع اون شبگرده رسید. شبگرد چشم بنفش!
۱۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
شبگرد چشم بنفشششش؟؟؟
۱۲ ماه پیشآذر
1وای نه نویسنده نگو که اون شبگرده دیمن نیست و یه شخص دیگه س؟؟!! بابا اینجا چخبرهههههههههههههههههههههههههه. ارع منم با رقیه جون موافقم چون بعضیا مواقع با خودم فکر میکنم و به ذهنم میاد نکنه این جاسوس باشه؟ آخه اونطور که گربه میاد دنبال نید و میبرتش پیش سن، یبارم پیش شبگرد. آخه نویسنده نید گفت ....
۱۲ ماه پیشآذر
1صدای دیمن آشناست و شبگرده جز دیمن چه کسی میتونه باشه؟ اگه سِن می بود که نید میشناختش. و خب دیمنه که اون نامه ها رو می فرستاد و بعد برخورد با شبگرد وقتی برگشت، تو نامه یه جمله دیگه هم اضافه شده بود.
۱۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
وقتی خود نویسنده هم گیج میشه :
۱۲ ماه پیشآذر
1وایییی، این بده!😬😨🤦 ♀️
۱۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
بیا منتظر بمونیم ببینیم کیه🤗😁
۱۲ ماه پیشفنِ بلک پیشی
5کالیستو ها ، یکی بیاد بمن بگه اینجا چخبره ، من گیج شدم ، سن ، شبگرد ، مرد چش بنفش ، نامه ها ، جمله ی اضافه شده ، کاغذ بنفش ، همه ی اینا باهم تو مغزم جا نمیشه ، سردرگمم میکنه
۱۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
خوبه خوشحالم اینجوری شدی💅🏻◉‿◉
۱۲ ماه پیشآذر
1آره واقعا. نویسنده از نظر روحی و روانی سالمه؟ عین این قاتلای زنجیره ای و اینا می مونه.
۱۲ ماه پیشآذر
1کدوم پارت کاغذ بنفش بود؟ همون کاغذی که نوشته بود من صداتو شنیدم؟
۱۲ ماه پیشفنِ بلک پیشی
3خودای من سن گوگولیییی این بشه خودمه هااااا یکی برام پستش کنه بیام ببرمش نه امکان نداره سن نمیتونه بد باشه پسرک من عمرا شرور باشه
۱۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
ناز نازیه ، با اون قیافهی خرش\(°o°)/
۱۲ ماه پیشRoghayyeh
2بخدا سن مظلومم جاسوس اون هفت خطا باشه به قول نقی معمولی دست میندازم دهن منو جر میدم
۱۲ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
😂😂😂😂😂😂😂😂وای نه
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
3سن ونید نوچچچچچ فقط دیمن و نید