پارت چهل و یک :

برسام نتوانست نخندد و جلوی خودش را برای در آغوش گرفتن دختر روبرویش بگیرد. هیچکدام از کارهایش را کنترل نکرد و بعد از در آغوش کشیدن کهربا کنار گوشش سخن گفت:
- تو خاص‌ترین و خالص‌ترین آدم زندگی منی!
کهربا غذای درون دهانش را جوید و بعد از قورت دادن آن در حالی که دست سالمش را دور کمر برسام حلقه می‌کرد گفت:
- تو هم...
جمله‌اش به اتمام نرسید، چون صدای درب خانه به صدا در آمد، برسام ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    آی گناه داره دستش خوب بشه🙏

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    به امید منان

    ۱ سال پیش
  • شبنم

    1

    سلام خسته نباشید عالی بود ممنونم نوشته ها جذاب وزیبا خ. اونده منتظر ادامه اش که چی میشه وچه اتفاقی می افتد واین انتظار همراه با نوعی استرس ودل نگرانی که مبادا اتفاق ناخوشایند مانع رسیدن این دو شود وایا دستش خوب نمیشود وآرزو. ها فنا میرود

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزم فدات بشم خوشحالم که لذت بردی

    ۱ سال پیش
  • بانو

    1

    برسام چقدر خوبه، الان تو هند هستن لطفا آهنگ هندی زیبا هم بذارین برای پارت عروسی ممنون وعالی♥️🥰🌹

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    من دیجی نیستم ولی سعیم رو میکنم 😂

    ۱ سال پیش
  • زهرا z

    2

    اخ جون قراره کهربا دلبری کنه برا برسام ببینیم برسان بعد چکار میکنه ممنون نویسنده توانا 🙏

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    برسام فقط نگاه می‌کنه 😂😂

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    1

    زهرا بانو ما رو بردین هند حتی خواننده هات منحرف شدن وبه فکرهای بد بد رسیدن فکر کنم دوستمون تا نوه رو حدس زده دیگه پارت عالی

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😂😂🫣

    ۱ سال پیش
  • فروغ

    1

    چه جوری دستش اسیب دیده نمی تونه *** بره برسام بردش بعد دو روز دیگه دستش خوب میشه میخواد برقصه.عجبا

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عجله نکن شاید نرقصید شایدم رقصش تک دست بود شایدم و.... کلی شاید دیگه هم هست

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    برسام چه خوبه 🤗🌹 دلم خواست💗🥺

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    منم دلم خواستتتت

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    3

    خداقوت گلم عاشق این دو شخصیتم خیلی بهم میان

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    3

    زهرا جون کلا رمان چن پارته واقعا تموم میشه😞

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره احتمالا سه یا چهار پارت دیگه تمومه!

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    4

    قسمت خوب ماجرا مونده کهربا قراره تو عروسی سپیده دلبری کنه😍

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    رقص❌ دلبری✅

    ۱ سال پیش
  • نفس

    4

    ممنون عزیزم دستت درد نکنه

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️