پارت چهل :

روی شن‌های سرد ساحل ایستاده‌ام.
به دستکش‌های دستم نگاه میکنم.
انگار مافیا من بودم.
لبخند خوشحالی زدم.
همون کت و شلواری که میخواستم رو پوشیدم.
مثل همیشه مشکی!
فقط با این تفاوت‌ که تاپ زیر کت، زرشکی بود.
اما یک زرشکی تیره که رنگش به سختی مشخص میشه.
سر بلند کردم.
نفس عمیقی کشیدم و چند قدم جلو رفتم.
چشمم به کشتی عظیم و سفید رنگی بود که مثل قصر شناور روی آب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • العام

    2

    عالی خیلی زیبا و دلنشین هست به امید پایان خوش

    ۱۲ ماه پیش
  • بهاره

    5

    سلام ... پیش خودم فکر میکنم الان دوسه تا پارت گذاشته شد دیر به دیر میام ولی وقتی میام خبری نیست تو روزهای که ذکر شده قرار نمیگیره؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • اسما

    4

    واقعا دلم میخواد بدونم هدفش از فرستادن اون لباس چی بوده

    ۱ سال پیش
  • خواننده

    9

    بلا برای رومانو خاصه!؟

    ۱ سال پیش
  • zahra

    7

    دقیقا منم موافقم 😂😂

    ۱ سال پیش
  • عسل

    9

    فقط ری اکشن رومانو

    ۱ سال پیش
  • دوس

    10

    قرار نیست که همه چیز به سلیقه و علاقه تو پیش بره آقای رومانو

    ۱ سال پیش
  • میم

    8

    بلا رو خیلی دوست میدارم

    ۱ سال پیش
  • سوگند

    9

    وای حالا داره بیشتر هیجان انگیز میشه رومان ممنون از رومانتون

    ۱ سال پیش
  • آذر

    6

    آفرین بلا همیشه کار خودت رو بکن، طبق نظر و علایق خودت.

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    5

    خیلی خوبه🥺💗

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    10

    بلا رومانو اینکه اون لباس رو نپوشیدی رو تلافی میکنه😎🤣

    ۱ سال پیش
  • راز

    9

    آفرین بلا خوب کاری کرد لباس رو نپوشید

    ۱ سال پیش
کپی شد!