پارت چهل و یک :

مه غلیظ روی آب نشسته.
هوا سرد بود.
احساس کردم به سمتم میاد و من، سعی داشتم خودم رو حواس پرت نشون بدم.
نور چراغ‌های زرد، سایه‌های کشیده‌ای روی عرشه می‌سازن.
-چرا نپوشیدی؟
بدون هیچ سلام و احترامی!
نگاه از آب گرفتم.
زل زدم به چشم‌های طوسی‌اش.
-متوجه نشدم؟
دست برد تو جیب شلوارش.
-لباسی که واست فرستادم.
بی‌تفاوت گفتم:
-سایزم نبود‌.
گوشه‌ی لبش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Raha

    0

    عالی واقعا😍😍

    ۱ سال پیش
  • اسما

    1

    اینجاست که باید گفت هولی شئت🤩🤩🤩🤩🤩🤩الان بترسم یا ذوق کنم ❤️❤️❤️❤️😍😍😍😍😍

    ۱ سال پیش
  • صبا.

    1

    عزیزم پارت هایی که می ذاره اندازه سه تا پارته

    ۱ سال پیش
  • بهاره

    3

    نوشین جوونم عالی ممنونم ولی شما قول سه پارت داده بودید لطفا برای اسپاگتی وقت بزارید

    ۱ سال پیش
  • عسل

    8

    بلا از همه جا بی خبر دوست دخترش شد🤣

    ۱ سال پیش
  • معصی

    4

    عه عهههه😂😂دوست دختر جدید...به به

    ۱ سال پیش
  • zarzar

    6

    سلام نوشین بانو جانم خوشکلم پارت جدید کی میذاری ؟ من منتظر سه پارت بودم گلم

    ۱ سال پیش
  • آذر

    10

    واوووو دوست دختر جدید😂 چیزای جدید می شنوم! ای آرتور عوضی😁😄 نویسنده چرا به قولتون عمل نمی کنید می گید ۳ پارت بعد به زور همون یه پارت رو میزارید. می بینید که بعضیا دیر به دیر به رمان سر میزنن. فکر کنم بیشتر تمرکزتون روی رمان های اینستاتون هست.

    ۱ سال پیش
  • هدیه

    9

    عالی ولی کاش پارت ها بیشتر بود

    ۱ سال پیش
  • Ayda

    12

    اگه بلا نمیدونه آرتور چی گفت به لطف نوشین جون ما میدونیم🤭دوست دختر جدید آرتور،مقام جدیدت مبارک بلا😁💕

    ۱ سال پیش
  • دوس

    14

    یک پارت عالی ولی نویسنده جان تو قول سه پارت رو داده بودی

    ۱ سال پیش
  • اسپاگتی

    5

    یه پارت بی نظیر ممنون نویسنده جان

    ۱ سال پیش
  • کارین

    8

    دوست دختر جدیدم ....زرشک :)

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    دوست دختر😁

    ۱ سال پیش
  • Najva

    5

    مچکرم♡به بلا بودن بلا نمی خورد بی گدار به آب بزنه.🤔

    ۱ سال پیش
کپی شد!