پارت سی و نهم :

در رو باز کردم.
بارون تازه قطع شده بود.
بوی خاک خیس هنوز تو هوا می‌پیچید.
از ته خیابون، چراغ‌های مشکی و سردِ یه مرسدس بنز S-Class مدل کلاسیک کم‌کم نمایون شد.
ماشین با غرشی آروم جلوی در خونه ایستاده.
هنوز روشن است.
در عقب ماشین با یه حرکت نرم باز شد و بادیگارد بیرون اومد.
مردی بلندقد، چهارشونه و عضلانی با کت‌وشلوار مشکی فیت.
پیرهن سرمه‌ای بدون کراوات.
دکمه‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرزو

    1

    بله قلم نوشین جان همیشه ماندگاره

    ۱۲ ماه پیش
  • sasha

    11

    شماهم تا پارت جدید بیاد قبلی رو یادتون رفته؟😂🙋 ♀️

    ۱ سال پیش
  • ...

    3

    نه یادمون هست، من خودم یادم هست. دو سه روز بعد می زاره نه یه هفته بعد که بخواد یادم بره

    ۱ سال پیش
  • فلانی

    5

    آقا من پارت جدید میخاممممم

    ۱ سال پیش
  • رومانو

    3

    نویسنده جونم رمانتو دوس میدارم😘😊

    ۱ سال پیش
  • ح،،

    4

    نویسنده جان واقعا رمانت عالی هست خیلی دوسش دارم

    ۱ سال پیش
  • دوست دار اسپاگتی

    3

    فکر می کنم داره از رومانو خوشم میاد

    ۱ سال پیش
  • میم

    2

    بلا جونم میدونستی شخصیتت هم رو مخمه هم دوستش دارم 🩶❤️

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    4

    اون قسمت اول پارت چه باحال بود اگه یه آهنگ هم داشت خیلی خوب میشد😎💅

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    6

    زنایی که داخل هتل آرتور بودن لباس های باز و.... داشتن ولی برای بلا یه لباس پوشیده فرستاده؟

    ۱ سال پیش
  • آذر

    4

    خب لباس رو فرستاده براش که تو کشتی بپوشه ولی نمی دونه که بِلای ما همیشه کت وشلوار پوشه!

    ۱ سال پیش
  • عسل

    6

    عالی بود کاش سروقت باشه پارت گذاری ها

    ۱ سال پیش
  • راز

    4

    خسته نباشید بانو عالی بودین شما

    ۱ سال پیش
کپی شد!