اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت سی و هشتم :
-بلا...
باقی حرفش مساوی با جیغ شد.
مطمئنم کفشی جلوش ظاهر شده که ترسید.
بیرون زدم.
تو دستش بطری مشروب است.
-نمیخوای بهش عادت کنی؟
با اکراه و ترس، همینطور که به کفشی نگاه میکرد، گفت:
-آخه... آخه معلوم از من خوشش نمیاد!
چرخی به چشمام دادم.
-کفشی! بدو کرمات دوباره خشک نشن.
مثل عجل روبهروی بیانکا ایستاده بود
خندهدار است.
فکر من از یک مارمولک نیموجØ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهوا
11خیلی عالی عزیزم ولی پارت ها خیلی کوتاهن و پارت هدیه هم نداریم
۱ سال پیشحیفا
3چون اسپاگتی رو تو *** می زاره دیگه تو دنیای رمان پارت آپلود نمیکنه
۱ سال پیشمهوا
7منطقی نیست. چرا دیگه نباید اینجا پارت گذاری بشه؟
۱ سال پیشsajedeh
1فکر نمیکنم تل بذارن. این رمان رو فقط همینجا مینویسن ،
۱ سال پیشمهوا
4جدا از این بحث پارت گذاری خیلی منظم نیست😕 .ممنون 🪷
۱ سال پیش...
1امروز سه شنبه نه چهارشنبه بعدم پیام بالاتر گفت ۲ پارت میذارم
۱ سال پیشحیفا
1یسری رمانا رو تو اپ من میبینم ده روزی یا پنج روزی یبار دارن پارت میزارن حالا دیر و زود داره ولی مهم اینکه می زاره بعد رمان رایگانه هدیه نده مهم نیست مهم اینه پارتا رو واسمون بزاره
۱ سال پیشمهوا
5یعنی چی؟ یسری رمان ها هم هستن که هر روز پارت گذاری میشن و من منظورم این نیست چون به هر حال نویسنده هم مشغله داره و هر جور خودشون بدونن میزارن پارتارو. گفتم اگر بشه یکم منظم تر بزارن همین. با تشکر
۱ سال پیشmaryam
3دقیقا باهات موافقم گلم🙂👍
۱ سال پیشناشناس
3نویسنده عزیز میشه زودتر پارت ۳۹ را بارگذاری کنید ما منتظر هستیم
۱ سال پیشفلفل
6خیلی رمان خوبیه ولی دو سه روزه پارت ۳۹ رو میگه به زوری
۱ سال پیشناشناس
10خیلی دیر پارت هارو میاره الان من ۵ روز منتظر پارت ۳۹ هستم ولی نمیاره همش میگه ۶ساعت دیگه.
۱ سال پیشاسما
4جالبه این کفشی خیلی دلم میخواد بدونم بلا چه فکری کرد اینو به عنوان حیوون خونگی انتخاب کرد 🤣🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشراز
3بلا ی دختر خودساخته و هدفمند من از اینجور آدما خیلی خوشم میاد
۱ سال پیشناشناس
4رمان بسیار زبایی هست
۱ سال پیشیاسی
11اول از نویسنده خوبمون بابت رمانشون تشکر میکنم...ولی بشدت پارت های کوتاه وبا فاصله زمانی زیاد در اختیار خواننده میزارین...وپارت هدیه هم که نداریم...وخب این باعث میشه بیشتر دل سرد بشیم تا کنجکاو....
۱ سال پیشآذر
4خدای من! من پارت قبلی رو دوباره خوندم چون کلا فراموش کردم چی بود و ۵ روز قبل ارسال شده بوددددددددد.خب حداقل این قسمت می اومد تو این پارت که بسته چی بوده؟بیانکا بلارو بغل کرد و کفشی غیرتی شد جوووون.خیلی کفشی باحاله اونجوری که حرف بلارو میفهمه و واسع بیانکا قلدری میکنه و چشم توچشم میشه و اذیتش میکنه
۱ سال پیشمعصی
2یعنی چی تو بستست🥲
۱ سال پیشثریا
3رابطه اش با بیانکا چه خوبه 🤗🥲
۱ سال پیشثریا
3آرتور مرموز چی فرستادی👀
۱ سال پیشمریم
11پارت گذاری خیلی کمه خانم نویسنده بیشتر بزار موقعی که هیجان انگیز میشه باید منتظر باشی
۱ سال پیشمژگان بانو
3چی میتونه باشه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

تارا
1وای اون لحظه کرم خوردن کفشی عقققق اصن دوس نداشتم ب جای بیانکا باشم