پارت هفتاد و چهارم :

فصل 16
مراسم ازدواج عمه و برهان خیلی زود طی جشنی زیبا و به یادمانی برگزار شد و عمه و برهان سر خانه و زندگی‌‌اشان رفتند. از همه خوشحال‌‌تر پدرم بود که می‌‌دانست خواهرش را دست چه آدم مطمئن و بالیاقتی سپرده. برهان آنقدر به عمه علاقه نشان می‌‌داد و سعی در برقراری آرامش و شادی او داشت که پای عمه کاملاً به قشم بسته شده و ناراحت بود از اینکه چرا زودتر به قشم نیامده بودیم تا با برهان آشنا ش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یگانه

    0

    هر چقدر لاله واسه پدرش ارزش قائل بود ، همونقدر پدرش به فکر خودش بود

    ۳ هفته پیش
  • ساناز

    0

    🩶💙🧡💚💜🤎🤍❤️🩵💛🩷

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    خیلی عالی 💜💜💜💜 به نظر من لاله بهترین کار رو کرد که پدرش رو انتخاب کرد چون مطمئنم خدا جواب احترام به پدرش وصبرش رو میده

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    خدا رو شکر بالاخره به هم رسیدن

    ۷ ماه پیش
  • میم

    1

    چقدر تاثیرگذار،درسته، لاله خیلی کم کاری کرد،راحت تسلیم شد،هیچ تلاشی برای راضی کردن پدرش نکرد،حتی وانمود می کرد از شرایط راضیه 😔🙏🏻❤️

    ۷ ماه پیش
کپی شد!