پارت صد :

پرتو نگاهی به اطراف اتاق انداخت، دیوار های قهوه‌ای با دکور سفید قفسه‌ها که هر چهار طرف دیوارهای اتاق را در برگرفته بودند، واقعا فضا را همچون دوران کلاسیک که عصر مطالعه بود، تداعی می کرد. بر روی صندلی راحتی پشت میز نشست و خیره به سینا گفت:
- جالب بود اما نه اونقدری که معروف شد. انتظار یه شاهکار بهتر ازش داشتم.
سینا جلو آمد، در اتاق را که تا الان باز بود بست و به آن تکیه داد. جدی گفت:

این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بَنیـن

    1

    ولی سلیقه ی کتاب سینا پسندمه🤣🩷

    ۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    من طرف پرتو ام🤣🙌

    ۱ ماه پیش
  • اسرا

    0

    وای سیناچه خوره کتاب البته ممنون که نشون دادیدیه پسرهم خکره کتاب میشه خیلی ازآقایان توهمین برنامه هستن که دارن رمانهامیخونن❤🙏

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بله همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • محدثه

    0

    پرتو چی بی ادبه🤣🤣

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    از اوید یاد گرفته

    ۵ ماه پیش
  • Alireza

    0

    چ حساسیتی اوه مای گاد، پرتو جان دمت گرم حرص همشونودربیار راضی ام ازت

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    حال میده یکی رو اذیت کرد

    ۱۱ ماه پیش
  • م

    3

    طفلک سینا اومد حال هوای پرتو رو عوض کنه کلا حال و هوای خودش کن فیکون شد رفت 🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به قول معروف اومد ابرو رو درست کنه چشم خودش کور شد

    ۱ سال پیش
  • محرابی

    3

    ممنونم عالی بود. خخخخ چه خوب تونست حرص سینارو دربیاره حال وهواش عوض شد واقعا

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    والا حال و هوای منم عوض شد

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    2

    سینا غیرتی میشود 😂😂😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    دادان دادان

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    5

    این سینا چرا اینطوری رفتار کرد میتوانه فکر کنه که پرتو پولشو نداشته بخره ولی برای کم آوردن اینطور گفته یا مثلا پرتو چون کار میکنه در یک روز خسته رفته واحساس کرده رمان خسته کننده هست ودیگه اونو نخونده پارت عالی ممنون بانو

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    کلا افرادی که روی چیزی گارد دارن اینطوری هستن.

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️