پارت نود و نهم :

پرتو با این سخن سینا، لبخند کمرنگی بر لب آورد و زمزمه کرد:
- اینکه اینقدر خودت رو دست بالا می‌گیری برام جالبه!
آهی کشید. کاش او نیز می‌توانست اینچنین حرف بزند. سپس مردد نگاهش را به سینا داد، به کتاب پشت سرش که مجموعه‌ی پادشاه پریان بود دوخت و زمزمه کرد:
- می‌تونم بعضی وقتا بیام اینجا؟ خونه‌ی خودم کتاب دارم... یعنی آوید برام خریده... اما خب، تو محیطی که همه‌ش کتابه...
سینا با Ù

این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زیبا

    0

    احساس میکنم که سینا از پرتو خوشش میاد یعنی یه احساستی نسبت بهش داره که رفته رفته داره تشکیل میشه و همچنین با توجه به اون شوخی زشتی که کرد به عنوان برادر شوهر طبیعیه همچین فکری کنم اما امیدوارم همچین اتفاقی نیوفته و فقط یه دوستیه ساده باشه

    ۳ هفته پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    موافقم

    ۳ هفته پیش
  • Zoha

    0

    وایی تاج دوقلوها عالینن🫠❤️💕 یکی بزنه چپ و راست سینا رو یکی کنه پسره ی..

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    نمی فهمه دیگه🤦🏻‍♀️

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    اصلا از شوخی سینا خوشم نیومد خیلی بی ادب و اینکه به عنوان برادر شوهر همچین شوخی اصلأ جالب نبود اونم به زنداداشش😠😠🌱👌🙏❤️

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    بی ادبی رو موافقم

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    وای این سینا چقدر پرو تشریف داره چقدرم کش میده حرفشو فقط آوید بفهمه خونش حلاله😉

    ۲ ماه پیش
  • اسرا

    0

    خوب که اویددرخواست دادکمی حالش خوب کنه این هم گرفت وجلسه ایی کرده 🙏

    ۲ ماه پیش
  • محدثه

    0

    وای نه. همینم مونده سینام از پرتو خوشش بیاد دیگه تو خونوادشون جنگ میشهه اصلا مگه آوید نگفتش ک با داداشام زیاد ارتباط نگیر😭

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    جنگ جهانی

    ۵ ماه پیش
  • مهناز

    0

    سلام خسته نباشی نویسنده محترم اگر میشه زود به زودپارت هارابزاریدواگرمیشه تعداد پارت ها بیشتر باشه ماباید چقدرانتظاربکشیم تایک پارت بزارید این باعث اعصاب خوردی ودلسردی میشه

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    سلام عزیزم چشم تمام تلاشمون رو می کنیم.

    ۱ سال پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم خوب بود سینا خوب حال وهواشو عوص کرد آوید یادش رفت امیدوارم آویدهم یکم بهتررفتارکنه خیلی مغروره

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    انگار از اسمون افتاده

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    0

    عالی بود من بابت *** اونها گرچه بابت کتاب باشه ولی چون آوید بهش تذکر داده بود نکنه مشکلی پیش بیاد

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    به او که تذکر نداده بود. بابت کیوان و رامیار گفت

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    3

    پارت هاکوتاهن نویسنده گل تامیای بخونی تموم شده پارت طولانی نشانه سخاوت شماست بانو

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    سعی می کنیم عزیزم.

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    این سینا هم پرروه خیلی زیاد و هم بانمکه 🤩🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    انصافا اره

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️