پارت صد و یک :
فصل بیست و نه
توجه پرتو کامل روی کنترل معطوف گشت؛ انگار چند تکه آشغال ریز در میان دکمههایش گیر کرده بودند. دخترک ناخن نسبتا بلندش را حرکت داد و سعی کرد آنها را از میان دکمهها بیرون بکشد. سوال اینجا بود، بعد از رفتن آوید چرا سینا همان موقع سر رسید؟ این موضوع فکرش را حسابی درگیر کرده است، ممکن بود که واقعا آوید سینا را فرستاده باشد؟ یعنی میخواست اشتباهش را این چنین جبران کند؟ کلا
این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😂
۲ ماه پیشAlireza
0هرچی شما بگید آقا آوید ازهمه مراحل بارداری خبر داری ماشاالله بهت
۱۱ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
انگار تجربه داره
۱۱ ماه پیشمحرابی
2ممنون بابت پارت زیباتون. ای آوید بلا خوب رفتی تو نقش امیدوارم پرتو سوتی نده کاررو خراب کنه
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت عزیزم امیدوارم منم
۱ سال پیشآمنه
3عالیه عالی یعنی تفکر آوید برای بچه عالی هست الان شکم بند ۷ماهه براش ببنده که توی ۹ماهگی۳تا بالش بذاره اخه ۸و۹ ماهگی بارداری شکم بزرگتر میشه
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بنده خدا بی تجربست تا حالا زن نداشته که زایمان کنه
۱ سال پیشم
2آره واقعا چیزی کم نداره جز یه دویست تا کتاب و صدمتر جا ،چیز مهمی نیست 🤭
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اره بابا چیز خاصی نیست که
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اسرا
0اوه اینوخیلیهاهستن باردارمیشه شکم فقط۲اینچ جلومیایداونهم ماههای آخربعداین هنوزنگذشته شکم بندمیخواهدبراش ببنده😏🙏