پارت دوم :

کلیدای مطب رو برداشتم و شالم رو روی موهای لختم مرتب کردم و از مطب خارج شدم
دکمه آسانسور رو فشردم و منتظر موندم
بلاخره رسید و درش که باز شد وارد شدم و دکمه pرو فشردم و نگاهم رو از تصویرم تو آینه گرفتم و به دیواره آسانسور تکیه زدم و به موسیقی آرومش گوش دادم
در آسانسور که باز شد خارج شدم و ریموت ماشین رو تو دستم جابه جا کردم و دکمه اش رو فشردم که چراغای ماشین روشن شد و هم زمان صدای خاص همیشگی تو پارکینگ اکو شد.
سوار شدم و در رو بستم و کمربندم رو بستم و راه افتادم
خیابون اون قدرام شلوغ و پر ترافیک نبود
برای همین سر وقت رسیدم خونه
ماشین رو تو حیاط پارک کردم و سفیدی رنگش رو این که زیادی نو به نظر میرسید معمولا کرم وجودی بعضیا رو برای خط انداختن قلقلک میداد
از پله ها بالا رفتم و به پاشنه بلندای صورتیم زل زدم...عاشق پاشنه بلند بودم!
در خونه رو با کلید باز کردم این موقع مامان مدرسه بود و بابا نشریه
وارد خونه شدم ،خبری از کسی نبود
نفس عمیقی کشیدم و کفشام رو تو جا کفشی گذاشتم و از پذیرایی گذشتم و از پله های مارپیچ بالا رفتم
و انتهای راهرو در سمت راست رو باز کردم و وارد اتاقم شدم
دستی به پشت گردنم کشیدم و شالم رو دراوردم
این روزا برای انجام کارای عروسی و چیدن خونه زیادی خسته میشدم..اون به کنار اجاره دادن و تخلیه مطبم کارای زمان بر خودش رو داشت
هرچند لذت بخشم بود!
آماده شدن برای تا ابد بودن در کنار میلاد و زندگی تو استانبول و بوی دریا و ساحل قشنگ
صد در صد میتونست کاری کنه ۴۸ساعت نخوابم و مدام به کارا برسم به امید رسیدن به اون روزی که رو تاب روبه دریای خونمون سرم رو دوش میلاده و داریم راجب انتخاب اسم بچه هامون حرف میزنیم!
در کمد رو باز کردم و تی شرت خاکستریم رو که تا زیر رونم میرسید رو با دراوردن مانتوی کوتاه و سفیدم تنم کردم و شلوارم رو یه گوشه تو کمدم تا کردم و گذاشتم...نظم جز چیزایی بود که هیچ وقت ازم جدا نمیشد
رفتم روی تخت و پتو رو روی خودم کشیدم و چشمام رو بستم
نیاز داشتم چند ساعتی استراحت کنم تا دوباره شروع کنم...

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ندا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • Hana

    0

    نظری ندارم

    ۲ سال پیش
  • سلنا

    0

    هنوز پارت ۲ ولی بنظرم رمان قشنگیه

    ۲ سال پیش
  • امینه

    0

    خوب بود

    ۲ سال پیش
  • محمد جعفر

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • یگانه

    1

    رمان بی نقصیه من کلا رمان های مرجان فریدی رو فقط دختر بد پسر بدتر و طالع دریا رو خوندم که راستش هرکدوم رو چهار بار خوندم خیلی خوب می شد اگه فیلم بودند اگر هم برای بازیگر سخته انیمیشن هم قبول می کنیم ب

    ۳ سال پیش
  • tina

    0

    خیلییی رمان خوبیه همین طوری ادامه بده ❤️❤️

    ۳ سال پیش
  • لاالااا

    0

    عاللی

    ۳ سال پیش
  • واهیلا

    0

    چرا حس میکنم پارتش کمه یا بازم هست؟

    ۳ سال پیش
  • یگانه

    3

    واااای مرجان جون رمانات عالین من تا الان همشونو خوندم😍 ایشالا همیشه موفق باشی ...!

    ۶ سال پیش
  • نفس

    2

    عالیه👌👌👌

    ۶ سال پیش
  • آرتیدازرگران

    1

    عالی و هیجانی آفرین به نویسنده قلم قوی داره

    ۶ سال پیش
  • ملیکا

    2

    سلام ببخشید اینو میگم من الان نفهمیدم قسمت اولش کدومه آخرش غمگینه یا نه ؟؟؟؟

    ۶ سال پیش
  • آنید

    2

    این اولشه یا آخرش؟

    ۶ سال پیش
کپی شد!