طالع دریا به قلم مرجان فریدی
پارت یک :
مقدمه:
طالعم را دوخت زدند به دریا.
و کلافش را سیاه و آبی برگزیدند.
اوایلش زیبا بود.
یک ساحل و یک دریا.
یک عشق و یک رویا.
اما ناگهان،گویی دریا دیوانه شد.
کلبه کوچک آرزوهایم را که در نزدیکی ساحلش ساخته بودم را ویران ساخت.
قصد زندگی در میان خرابه های آرزرمان تمام شده است و به درخواست نویسنده به علت چاپ، امکان مطالعه آن وجود ندارد
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
الب
0عالی بود ممنون میشم اگه راهنمایی کنید که در یکی از این به بعد همون موقع بگو که
۱ سال پیشAilin
1خیلی خوشحالم که بلا خرهه دارم این رمانو میخونمممم
۲ سال پیشنیما
1خیلی ممنون عالی بود
۲ سال پیشا
0ذ
۲ سال پیش..
1عالی
۲ سال پیشنفس
2بهترین رمانی هست که خوندم
۲ سال پیشدیوونه رمانای مرجان
1اصاا عالییییی چهاربار خوندمش میخوام کتابشو بخونم🥺 تازه انشا داریم باید راجب رمان مورد علاقمون بنویسیم به جز دنیز ومیلاد چیزی ب ذهنم نرسید
۲ سال پیشبانو
1عالی
۲ سال پیشالی
0عالی
۲ سال پیشZ.M
0خیلی عالی بود
۲ سال پیشعسل
0عالی
۲ سال پیشندا
0عالی
۲ سال پیشمانیلا
0واااای خیلی خوشم آومد
۲ سال پیشمریم
0عالی
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

الهام
1نظری ندارم