نفس هایم به قلم الهه محمدی
پارت سی و دوم :
-اونو کجا پیدا کردی؟
-گفتم که. دوست فابریک شریفیه. اون پیشنهادش داد. انصافا فکراشم بکره. جون میده واسه طراحی.
خندید و گفت:
-همیشهام با پردیس کشمکش داشت. دست آخرم پردیس میزد تو گوشش.
خواست موافقت کند و بگوید هیچکدام طرحهای پردیس را نداشتند. اما زبان به دهان گرفت. پردیس جایی برای دفاع نگذاشته بود:
-واقعا ازش بیخبری آرش؟
فهمید منظورش پردیس است. هیچوقت از وا

لطفا صبر کنید...

مریم گلی
1بیچاره آرش هم دوست داره از پردیس بدونه هم می ترسه ازش اطلاعات جمع کنه ،یه نوع سر در گمی ،ممنونم نویسنده جان ،خیلی قشنگ مینویسی ،فقط اگه بشه روزهای پارت گذاری بیشتر بشه نور علی نور میشه ممنونم