دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت سی و هشتم :
هیچوقت آدمی نبود که دنبال مقصر باشد، هنوز با دیدن کهربا در این وضعیت پی برد که چطور حالش خراب و وجودش پر از آشوب شده و این موضوع را فهمید که چقدر کهربا برایش عزیز و مهم است.
برسام با آرامش دیوید را از فروپاشی روحی نجات داد! اما قسمتی از سخنان دیوید برایش عجیب بود که بخیه دست کهربا حدودا تا نهایت نیم ساعت تمام میشده؛ چطور این عمل بیشتر از سه ساعت طول کشیده!
ذهنش دچار سوالات متداو
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی (هور) | نویسنده رمان
😭
۳ هفته پیشترنم
1برسام فهمید مشکل چیه درسته؟
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
آره پست و پا شکسته
۱۲ ماه پیشترنم
1ای بابا فک کردم به هوش بیاد تمومه نگو ک.. 💔😞
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
🤧🤧
۱۲ ماه پیشNijla
1اتفاق غیر منتظره ای 🫠
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
هیییی
۱۲ ماه پیشزهرا z
1خسته نباشی نویسنده توانا چقدر بد دلم برا که با کباب شد طفلی🙏
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم... آره طفلی
۱۲ ماه پیشترنم
1واای باور نمیکنم خیلی براش سخت میشه طفلکی☹️😫
۱۲ ماه پیشآمنه
1عالیه عالی بود بی نظیر بیان کردید خوش بدرخشی بانو و میخوام بگم خیلی سخت بخصوص یک زن دچار نقص عضویت از بدن بشه چون دوایی برای تسکین قلب اون پیدا نمیشه
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دقیقا 🙁
۱۲ ماه پیشثریا
3طفلک کهربا خیلی براش سخت میشه 😞🫂
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
خیلی زیاد
۱۲ ماه پیشاسرا
2دکترچرابادیدن برسام شوک شد🤔🙏
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
به منظورم که نباید پیش کهربا تو اتاق باشه و ورود ممنوعه
۱۲ ماه پیشنفس
4خوب بازم خوب شد کهربا به هوش اومد من فکر کردم به خاطر کم خونی و اینکه شاید آسیب بدتری دیده باشه چند روزی بهوش نیاد ان شاالله که دستشم خوب میشه ممنون زهرا جون عاشق شعراتم
۱۲ ماه پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
امیدوارم 🫣
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ماهی
0این حس خیلی بده من یه بار توخواب تجربش کردم اینکه دیگه نتونم کار مورد علاقم رو با دستم انجام بدم خیلی دردناکه🥺🥺