پارت سی و هفتم :

کهربا خجل شد، اینکه برسام کاملا به او فهماند که همه چیز از ضربات قلب تا لرزش پا و عرق کف دستش را فهمیده باعث شد لب بگزد. به سرعت از رویش بلند شد و برای این کار مجبور شد دست بر روی سینه‌های ستبر او بگذارد و از خجالت کاملا همرنگ لبو شود.
نیاز داشت تنها باشد؛ پس دستشویی را بهانه کرد و به سرعت از او دور شد. به محض ورود به دستشویی چندین مشت آب به صورت گلگون شده‌اش پاشید.
چند دقیقه با خودش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا ،z

    4

    ای بابا برسام اروم باش به خیر گذشت ممنون نویسنده عزیز

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره به خیر گذشت ولی فکرررر نکنم

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    1

    وایی نگین که براش اتفاقی میفته🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    🤷🤷 من و اسپویل؟

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    1

    حالا گفتم شاید بگین خوب فقط ما رو کنجکاو کردین اینجا خاستین شیطونی کنین باشه😁😁😁

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    من و شیطونی؟ اصلا! 😂😂

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    4

    پارا عالی و هیجانی بود خسته نباشی زهرا جوننن💚

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    2

    برسام عزیزم چقد ترسید ک از دستش بده خداروشکر حالش خوب شد

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    🤧🤧

    ۱۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    حالا شاید دیوید میخواست بگه عاشقتم اینجوری شده 🤔

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    نه بابا

    ۱۲ ماه پیش
  • ثریا

    1

    اخی🥲 خوبه بدتر نشد🥺

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    میریم ببینم شد یا نه

    ۱۲ ماه پیش
  • نفس

    5

    پارت فوق العاده جذاب و خواندنی بود ممنون زهرا جون عالیه

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم من

    ۱۲ ماه پیش
  • اسرا

    5

    عجب صحنه چطورمن توشوک بردنمیدونم بقیه هم اینطورشدن یانه🙏🙈

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    هییی🤧

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️