پارت سی و نهم :

برسام فاصله‌ی اندکی ایجاد کرد، موهای ریخته بر روی صورت کهربا را به کناری فرستاد و در حالی که با دستان بزرگش صورت دخترک را قاب گرفته و با انگشت شست اشک‌هایش را پاک می‌نمود با نگرانی کهربا را کنکاش کرد و پرسید:
- چی شده دختر؟ درد داری؟
کهربا ناخواسته لب چید و آرام سری تکان داد، برسام از این مظلومیت کهربا دلش به رحم آمد و بعد از مکثی گفت:
- میرم دکتر خبر کنم.
برسام رفت و کهرب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Nijla

    1

    عالییییی🤍🤍🤍🤍 امیدوارم کهربا زودتر روحیه شو به دست بیاره

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    منم همینطور

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    2

    خدا کنه اتفاقی برای کهربا نیوفته 😭🥺

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    به امید خدا

    ۱ سال پیش
  • شبنم

    3

    عالی بود ممنونم رمانی عاشقانه و زیبا که هر لحظه انتظار اتفاق خاصی هستی وباعث کنجکاوی میشود خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    خداروشکر که باب میل بوده فدات بشم

    ۱ سال پیش
  • محیا

    2

    عالی خسته نباشین💚💚💚

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    سلامت باشی

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    خسته نباشی عزیزم اینکه به هم اعتراف میکنن غرور بیخود ندارن هی به هم نمیگن من برای تو کمم خیلی خوبه🤗💗 بقیه حرصمون رو درمیارن کلافه میشیم🥺

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عشق خالص همینه!

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    2

    وااای چقد حرفاش خوب بود نفهمیدم کی اشکم چکید خسته نباشی عزیزم💚

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آخی عزیزم ❤️

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    3

    آفرین برسام جونم تو میتونی با حرف های عاشقانه و شعرهات و حمایت هات از این حال درش بیاری

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۱ سال پیش
  • نفس

    2

    وای چقدر خوب و عاشقانه یکمم درد داشت ولی خیلی زیبا بود برا هم حفظ شوند کنه

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عشق با درد و رنج رشد می‌کنه و این مرحله برای کهربا و برسام به اوج خودش رسیده

    ۱ سال پیش
  • زهرا ،z

    2

    خسته نباشی نویسنده توانا 🙏

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم

    ۱ سال پیش
  • مریم

    3

    چه عاشقانه ورمانتیک خدا کنه به هم برسن بدون سختی وماهم شاهد عاشقانه شون باشیم مرسی زهرا جون

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    بهم رسیدن تو خبر نداری 😂😂

    ۱ سال پیش
  • تارا

    2

    قشنگ و رمانتیک ولی کاش هر سری دو پارت بذارین

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    تحمل کن گل دختر 🙂

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️