قرار قلب های ما به قلم نصیبه رمضانی
پارت صد و سی و دوم :
بیرون آمدن ساره از اتاق و حضورش بین بقیه، با استقبال محمدمنصور از مهمانهای تازهوارد و عید مبارکی همزمان شد و زیاد به چشم کسی نیامد. هر چند وقتی محمدمنصور ماهان را بغل گرفته بود و داشت مینشست، با دیدن ساره و به احترامش نیمخیز شد و محجوبانه و در حضور جمع، به او هم خوشآمد و عید مبارکی گفت.
ساره که همچنان مست آن گل کاشتن و بوسه نشاندن محمدمنصور بود، دستش را درست همانجا ن
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
اکرم بانو
3زهراجون همون که واسه عروسی پریسان اماده کرده بودی،قشنگه😂
۱۱ ماه پیشزهرا z
1عه اکرم جون شمام اینجایی پس با هم دعوتیم نکنه توهم همونو لباس عروسی پریسانو میپوشی که بی خیالی اره 😂😂😂😂😂😂😂
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
1بله پس چی فکرکردی😉😉😉
۱۱ ماه پیشراز
1عالیه عالی مث همیشه
۱۱ ماه پیشآسمان
2گل کاشتنشم قشنگه محمد منصور 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
۱۱ ماه پیشمحرابی
1واقعا خیلی زیبا هرچی میخونم کیف میکنم با هرجمله. ممنونم خدا قوت
۱۱ ماه پیشماهرخ
1بسیار بسیار عالی. . هر کلمه اش به جون آدم میشینه . خداقوت
۱۱ ماه پیشسهیل۲۹
1چه جمع خوبی چه خاطرات دل انگیزی..اگه پرویزی و دار و دسته ش بذارن 😑😑😑😑 دمتون گرم خانم رمضانی عزیز مثل همیشه دیگه، عالی تک بینظیر
۱۱ ماه پیشرزا
1مثل همیشه عالی و بی نقص خدا قوت خانم رمضانط قلمت حالم را خوب می کنن روح داره وحس زندگی ❤❤💞💞
۱۱ ماه پیشسلام خانم رمضانی
3عزیز خسته نباشید عید تون مبارک ممنون از رومان قشنگ و زیبا تون یه پارت عید نمیدی به ما مرسی
۱۱ ماه پیشاکرم بانو
2وای چقد ساره شیرینه،کاش همه یکی از این ساره هاتو زندگیشون داشتن
۱۱ ماه پیشمیم
2چقدر این لعنتیا فرصت طلب و بدجنسن،ساره که جواب نداد حالا رفتن سراغ معصوم خانم 😮😔🙏🏼
۱۱ ماه پیشمیم
1درود بر نویسنده خوش قلم ❤️خیلی عالی،امیدوارم این پیام جدید باعث نشه باز خواستگاری عقب بیفته❤️ساره خیلی خوبه،دختره شیطون خنده به لب همه میاره الا مادر سخت گیرش ❤️🙏🏼👏👏👏
۱۱ ماه پیشفخری
2ممنون از رمان خوبت خانم رمضانی عزیز خسته نباشی قلمت مانا ❤🌹❤🌹
۱۱ ماه پیشنسترن
4آخ جون دارن میرسن به هم بالاخره
۱۱ ماه پیشاسرا
4وای هیچ مثل من لباس نیاوردن نیست ولی چراوسط شادیهاناخوش میشن🙏😭
۱۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهراz
5اخ جون عروسی داریم در راه لباس چی بپوشیم😁😁🙏