اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت سی و هفتم :
شروع به سخنرانی کردند.
تو ذهنم اسم آرتور، مثل چراغی، خاموش و روشن میشد.
اینکه یهو بیاد!
تعقیبم کرده باشه و پیدام کنه.
مثل فیلمها.
اصلا از حرفهایی که میزدند نمیتونستم سردربیارم.
بدترین سخنرانی قرن رو گوش میدادم.
دوباره بهم گل تعارف کردند.
زیر دستش زدم و هر چه داشت، روی زمین ریخت.
انتظار همچین حرکتی رو نداشت.
خندهاش رو قورت داد و کف خیابون Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
حیفا
5شاید باید منتظر بمونی تا جواب سوالت رو تو پارت بعد بگیری لابد فقط واسه بیانکا درست کرده
۱ سال پیشMehnush
3شاید فقط واسه بیانکا درست کرده
۱ سال پیش
نوشین سلمانوندی | نویسنده رمان
از خوردنش متنفره، از درست کردنش که واسه دوست صمیمیش متنفر نیست! شاید یه علتی داره که صبوری کنید تو پارتهای بعد متوجه میشید!
۱ سال پیشrozhan
1نوشین جون ادامش داخل *** خصوصی داره؟ چون داخل گروه بعضیا کفته بودن اعلام کردین خصوصی داره، بعد رایگانه یا نه؟
۱ سال پیش
نوشین سلمانوندی | نویسنده رمان
چه توی تلگرام ادامه پیدا کنه، یا چه اینجا ادامه بدم؛ در هر دو صورت کاملا رایگانه✨🦋
۱ سال پیشzahra
3یعنی پیش نیومده براتون غذایی که دوست نداری بخورین؟
۱ سال پیشمیم
7امن ترین قسمت از زندگی برای من خونه است چه جمله قشنگی کاس یه روز منم بتونم از این جمله استفاده کنم🩶🩶🩶
۱ سال پیشبهاره
6ممنون حسم میگه اون شماره ناشناس خود ارتور هستش میخواد بلا نزدیکش بشه
۱ سال پیشآذر
2وای پارت طولانیییی!
۱ سال پیشساجده
4اخ چقدر این رمانو دوست دارم ممنون بابت پارت های جذاب و طولانی❤️
۱ سال پیشعسل
1خیلی عالی بود
۱ سال پیشAyda
2عالی بود 😍💕
۱ سال پیشزینب
4سپاس بابت پارت عالی و طولانی
۱ سال پیشmaryam
4این پارت عالی بود هم طولانی و هم زیبا❣️
۱ سال پیشثریا
3این دوست آرتور باعث دردسر میشه 🤥
۱ سال پیشراز
5خب خب بلا خانم داره دل میده
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نفس
11بلا که گفت از اسپاگتی متنفره پس چرا درست کرده ممنون