پارت شصت :

اشک‌هایم ریخت که آرش متاثر جلو آمد از حالت صورتش متوجه نمی‌شدم خوشحال بود یا ناراحت اما قطعا خوشحال نبود که با وجود آن مادر و همچنین آن دختر به اصطلاح نامزدش از همسر سابقش فرزندی دارد.
نگاهمان روی هم افتاد که دکتر‌ بی‌توجه به اشک جاری شده بر روی صورتم که گمان می‌کرد از سر شوق هست گفت: اولشه و این حالت تهوع به خاطر اینه که بدنت هنوز به این کوچولو عادت نکرده تقریبا چهار هفته و یکی دو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    2

    درسته که نیلوفر اشتباه کرد یکجورایی کارش احمقانه بود ولی خب بنظرم برخورد آرش بدتر بود حق نداشت روش دست بلندکنه🙁

    ۱۱ ماه پیش
  • Alireza

    4

    چ واکنشی من فک نمیکردم ک بخواد ب همچین چیزی فک کنه ولی خب ازهرجهتی بش فشاراومده بدبخت گناه داره حس میکنه ب آخر خط رسیده بعدم بارداره زودعصبی وناراحت میشه براهمین عجولانه تصمیم گرفت چون زن باردار خیلی حساس میشه، بیصبرانه منتظر پارت های بعدی هستم ک چی پیش میاد

    ۱۱ ماه پیش
  • الی

    1

    این پارت خیلی قشنگ بود

    ۱۱ ماه پیش
  • بانو

    2

    غیرقابل پیش بینی بود ،جای حساسی پارت تموم کردین لطفا پارت هدیه

    ۱۱ ماه پیش
  • سلام

    2

    منتظر پارت هدیه🤩😍

    ۱۱ ماه پیش
  • سلام

    2

    انتظار اقدام به خودکشی نداشتم حالا بعدش چی میشه...🤔

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!