پارت شصت :

اشک‌هایم ریخت که آرش متاثر جلو آمد از حالت صورتش متوجه نمی‌شدم خوشحال بود یا ناراحت اما قطعا خوشحال نبود که با وجود آن مادر و همچنین آن دختر به اصطلاح نامزدش از همسر سابقش فرزندی دارد.
نگاهمان روی هم افتاد که دکتر‌ بی‌توجه به اشک جاری شده بر روی صورتم که گمان می‌کرد از سر شوق هست گفت: اولشه و این حالت تهوع به خاطر اینه که بدنت هنوز به این کوچولو عادت نکرده تقریبا چهار هفته و یکی دو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    2

    درسته که نیلوفر اشتباه کرد یکجورایی کارش احمقانه بود ولی خب بنظرم برخورد آرش بدتر بود حق نداشت روش دست بلندکنه🙁

    ۱ سال پیش
  • Alireza

    4

    چ واکنشی من فک نمیکردم ک بخواد ب همچین چیزی فک کنه ولی خب ازهرجهتی بش فشاراومده بدبخت گناه داره حس میکنه ب آخر خط رسیده بعدم بارداره زودعصبی وناراحت میشه براهمین عجولانه تصمیم گرفت چون زن باردار خیلی حساس میشه، بیصبرانه منتظر پارت های بعدی هستم ک چی پیش میاد

    ۱ سال پیش
  • الی

    1

    این پارت خیلی قشنگ بود

    ۱ سال پیش
  • بانو

    2

    غیرقابل پیش بینی بود ،جای حساسی پارت تموم کردین لطفا پارت هدیه

    ۱ سال پیش
  • سلام

    2

    منتظر پارت هدیه🤩😍

    ۱ سال پیش
  • سلام

    2

    انتظار اقدام به خودکشی نداشتم حالا بعدش چی میشه...🤔

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️