پارت پنجاه و دوم :

_اگه نشد.
_اگه نشد گریه می‌کنم.
عصبی گفت _و التماس میکنی نه؟
سرم رو به زیر انداختم.
_تمومش کن من صاحب برند الا رو میشناسم از اون کله گنده‌های بداخلاقه و پرنفوذ با این روش‌ها کاری پیش نمیره.
گرفته گفتم _پس چیکار کنم دست روی دست بذارم؟
_چاره‌ای نیست بذار حکمش بیاد ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم رفتن تو اونجا هم بی‌فایده هست.
اشکم ریخت_ اصلا اشتباه کردم منتظر مون

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Alireza

    0

    خیلی حرص میخورم وقتی جای حساسش تموم میشه😅

    ۱۲ ماه پیش
  • زهره پورصباغ | نویسنده رمان

    خیلی جاهای حساس داره هنوز حرص نخورید من تمام توانم رو میذارم پارت هدیه هم میدم اما یه جاهایی دستم بسته میشه☺️

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    چه جایی هم تمام شد😕

    ۱۲ ماه پیش
  • ستاره

    1

    چی شده یعنی 🤔🤔🤔

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!