پارت سی و ششم :

درب خانه توسط برسام باز شد و هر دو وارد خانه شدند. کهربا در اوج خستگی دوست نداشت بخوابد؛ پس برای آن که سر حال شود و تا سحر دوشادوش برسام بیدار بماند قبل از آن که بگذارد برسام سخنی بگوید گفت:
- من میرم یک دوش بگیرم؛ نخوابی با هم فیلم ببینیم.
برسام از شنیدن این جمله با لبان آمیخته به لبخند سری تکان داد و گفت:
- پس میرم یکم تنقلات بخرم.
کهربا سری تکان داد و به طبقه دوم رفت و برسا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Negin

    0

    وای قلبم برسام خیلییی رمانتیکههاا عاشقشم لعنتی زبان باز حرفه ای 😍😙

    ۶ ماه پیش
  • شادان

    3

    حقیقتا از این همه راحتی توی بیان احساساتتان برسام لذت میبرم چیه اون پسرای مغرور و لجباز که تا آخر رمان تو کف گرفتن دست دختره میمونن و جون به لب میکنن همه رو تا بگن دوستت دارم ..خدایی این برسام خوبههه ..خدا برای کهربا نگهش داره

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آره اما خب اگه بخوایم واقع بین باشیم تو دنیای واقعی اینجوری نیست و من تو تمامی رمانهام چه برسام چه پولاد نذاشتم پسر با غرور عقب نشینی کنه یا ابراز احساسات نکنن...

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    وای که چقدر. این برسام رُکه فقط دوست داره کهربا را رسوا کنه 🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    اگه رک نبود که الان رمان تموم شده بود 😂

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    1

    زهرا جونم مثل همیشه عالیه عالی بود ، دستت طلا 🤍

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم من

    ۱ سال پیش
  • معصی

    1

    من با هر پارت این رمان اکلیلی میشم🥺چقدر خوبن آخه

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    من فقط بلدم شاین کنم برم 😜😊

    ۱ سال پیش
  • بانو

    1

    ممنون پارت زیباودلنشینی بود

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم من

    ۱ سال پیش
  • مریم

    1

    خیلی خیلی عالی بود ممنونم🌹🌹🌹 چقدر عاشقانه های این دوتا رو دوست دارم😍😍

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    من خودمم دوست دارممممم 😊🫣

    ۱ سال پیش
  • محیا

    1

    خسته نباشی 🌺🌺🌺

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    سلامت باشی

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    خیلی خوبه🥲💗 خسته نباشی عزیزم 🙃💖

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    3

    واا این کهربا عمدا خودشو خوشگل کنه برسامم هی ازش تعریف کنه

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    حسود نباش 😂

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    4

    واقعا خوبه برسام رک و پوست کنده عشقشو اعتراف میکنه و مغرور نیس

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    یه دست به افتخارش

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    3

    سواستفاده گرحالات کهرباداره میبینه ازسادگی برای اون تفسیرمیکنه مورماز🙏😁

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دیگه کارش همینه

    ۱ سال پیش
  • زینب

    7

    کاش'همه مرد ها این زبون رو در ابراز علاقه به عشق و همسرشون داشتن

    ۱ سال پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    بعضیا دارن بعضیا نه

    ۱ سال پیش
  • ترنم

    4

    مرسی ازت عزیزممم پارت عالی و هیجانی بود خسته نباشی 💚💚

    ۱ سال پیش
  • نفس

    3

    چقدر خوب که راحت بهم ابراز علاقه می کنند مثل بقیه که دارن می سوزند ودم نمی زنند ومغرورند خوشم نمیاد ممنون زهرا جون عالی بود برسام خودشو آرزو به دل نمیزاره😂☺️

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️