پارت هفتاد و چهارم :

تا به خودمان بجنبیم،موتور سوار که یک پسر جوان ناشناس را ترکش نشانده بود،رسید کنارمان و ترمز کرد: خاله ها! کجا؟
تینا فاصله گرفت و چسبید به دیوار:خفه شو! می گم داداشم بیاد،پدرتو در بیاره!
آن یکی از روی موتور پایین آمد تینا را چسباند به دیوار: داداشت کی هَ حالا؟از من گنده تره؟
بعد موهای تینا را از زیر مقنعه کشید و ریشهای صورتش را مالید به صورت او.سر تا ته کوچه هیچ کس نبود! جیغ زدم: ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    2

    موتوریه چیکار کرد تینااینجوری شد؟

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نمیشد بنویسم...جای سانسوریش بود...خیلیم...

    ۱۱ ماه پیش
  • Mrzh

    2

    حدس میزدم این موتور یه برگرده همون پارت اول داستان خیلی قشنگ بود ممنون مهشاد جون

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۱۱ ماه پیش
  • فاطی

    1

    🤔یعنی چی میشه..

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    شما بگو

    ۱۱ ماه پیش
  • ستاره

    0

    شایدهمونان که باتارخ مشکل دارن شایدم آرنگ کاری کرده که خواستن تلافی کنن یامثلاقبلاعاشق تینابوده،یاکلاآدم روانی ومزاحم بوده،و.. ..دیگه حدسم نمیاد😉

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بهش میرسیم صبر داشته باشید.حدسیاتتون رو دوست دارم

    ۱۱ ماه پیش
  • شیوا

    0

    موتوریا چه وحشی بودن

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خیلیی

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من تو این وضعیت به ذهنم رسید پسر جوان عاشق تینا بشه و آرنگ ولش کنه

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    کدوم ریشوئه؟

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    پسری که عاشق باشه تعرض نمی کنه

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    گفتم یا با تارخ مشکل دارن یا با آرنگ ک من بیشتر احتمال میدم آرنگ

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    حدس بزنبیددد که دوست دارم حدسیاتتون رو

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    باز میشه این معما عزیزم.صبررر کنید

    ۱۱ ماه پیش
  • باران

    0

    نکنه تیناهم باردارهس،، وایخدا، داره جالب میشه

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا منم نمی دونم به زودی معماها حل میشن

    ۱۱ ماه پیش
  • زهرا

    0

    حالا چرا باید با تینا اینکارو بکنن خوب لیما هم اونجا بود

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    این معمای داستانه دیگه

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    حالا چطور جواب خانواده هاشونو بدن🤔ولی با لیما هم کاری نداشتن فقط تینا موضوع منو کنجکاو کرد

    ۱۱ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    آخه تقصیر دخترا نبودن که

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!