پارت نهم :

با حسِ سنگینیِ نگاهی، سرم را به سمتِ چپِ سالن دوختم، گروهی از دختران ایستاده و خیره نگاهم می‌کردند.

نگاه‌شان کمی تمسخرآمیز بود، طوری که برخی حتی نیشخند زدند و با ابروهای بالا‌رفته و متعجب، همان‌طور که به من خیره بودند، دوباره مشغولِ صحبت شدند! ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!