آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت هشتم :
꧁༺ هانا ༻꧂
« کیک هویج »
از مسیرِ سنگفرششده که خارج شدم، ناگهان در برابرم ساختمانی دیدم که نفسم را در نطفه خفه کرد.
ساختمانِ اصلی و غولپیکرِ مدرسه شبیهِ یک الماسِ تراشیدهشده در وسطِ محوطه میدرخشید.
دیوارهای ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

نلا
3وای فقط منم استرس اینو دارم با هانا خوب رفتار نکنن؟بابا استررسس!وای وای..من از تنها بودن توی یه جمع کوچیکم متنفرم چه برسه به یه مدرسه که همه از دم اشراف زادن و تو نیستی..ای ددم وای