دکتر اقیانوس به قلم زهرا رمضانی (هور)
پارت سی و سوم :
یک هفته از آمدنش به هند در حال سپری شدن بود و او صبحها با سپیده به پارک ملی کازیرانگا برای کمک رایگان و مراقبت از حیوانات میرفت و چهار شبی میشد که مجبور به خوابیدن در ساختمان پارک شده بود و چند شب باقی مانده آخر شبها برمیگشت؛ جوری رفت و آمد به خانه داشت که اگر میخواست هم نمیتوانست برسامی را ببیند که در آخرین شب دیدارشان از خودش دلخور و آزرده خاطر بود.
با صدای دیوید که یکی از
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😂😂
۱۲ ماه پیشیاسمین
3میگه که برسام این مثل رو به تمام معنا انجام داده. قدر زر را زرگر شناسد. از بس که کارش تو چیز های ناب بود قدر کهربا رو بهتر میدونه😂😜
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
بابا دمت گرم 😁👌 گرفتم
۱ سال پیشNijla
2عالییی بود ممنون 🤍🤍🤍🤍🤍
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات شم
۱ سال پیشنفس
2چه پارت جذاب و زیبای خستگی کهربا رو من حس کردم هر چی اونا دچارش میشن منم میشم باور کن ممنون عزیزم
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
خیلی خوبه این که اینقدر غرق میشی و همزاد پنداری داری
۱ سال پیشترنم
3ممنون بابت پارت خداقوت عزیزم❤️❤️
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
فدات بشم
۱ سال پیشترنم
3اگ کهربا بفهمه برسام دیگ سمت اون کارا نمیره تصمیم براش آسون تر میشه
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
دقیقا و به زودی زود میفهمه
۱ سال پیشترنم
5ببین کهربا این بیچاره شده راننده ات قدر بدون پسر به این آقایی از کجا پیدا میکنی
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
واقعا از کجا؟ پیدا نمیشه بهش گفتم گشتم نبود نگرد نیست
۱ سال پیشاسرا
3برسام این مثل بتمام معنی انجام داده قدرزررازرگرشناست ازبس کارش توچیزهای ناب بودقدرکهربابهترمیدونه🙏💋
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
یکم وسط حرفت رو نفهمیدم 😅
۱ سال پیشزهرا z
2ایول برسام کهربا رو بوسب ولشم نکن😅🙏
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
😁🤌
۱ سال پیشآمنه
2کهربا اگه بله نمیگه من میرم باهاش حرف میزنم اخه خیلی خوبه که برسام به خاطرش گرچه کار اون خلاف بود ولی به هر حال عاشق اون کار بود و به خاطره اون کار رو کنار گذاشت پارت عالی
۱ سال پیشثریا
2آخه کهربا هنوز نمیدونه برسام خلاف رو کنار گذاشته دشمن های برسام هم ممکنه هنوز به فکر انتقام باشن😞
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
نه فوکوس این فصل فقط روی عشقه نگران هیچی نباش مگه دوست داشته باشین یه فصل سه هم بیارم 😁
۱ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
اینکه از چیزی برای عشق بزنی عمیق اون علاقه رو میرسونه و خوشحالم که هم عقیدهایم
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

میم
3کهربا جون مگه قرار نبود برسامو اذیت کنیم 🤨